مىخواست تحقيق مىكرد و شوشترى با شگفتى مىپرسيد اى برادر من ! چرا اين تحقيقات را در همان مجلس كه سؤال ، مطرح شد و من از شما پرسش كردم نياورده و نشان نداديد ؟ اردبيلى در جواب مىفرمود : آنجا سخن و مباحثهء ما ميان مردم بود و شايد حالت تنافس ، پيشى گرفتن و عقب نماندن از ديگرى در كار مىآمد و هر كدام در پى ظفر يافتن بر ديگرى در مقام مباحثه برمىآمد ولى اكنون هيچ كس جز خداوند سبحان نيست . « 1 »
راستى مطلبى شگفتانگيز است و كمتر كسى به پايهء اخلاص و خدابينى اين مرد بزرگ مىرسد چنان كه اين ملاحظه و مراعاتى كه نسبت به يك عالم معاصر خودش مىكرده كه اشتباه علمى او را در انظار ديگران به لب نمىآورده و موقعيت اجتماعى او را حفظ مىكرده ، او جلو ديگران خطا و اشتباه او را تذكر نداده او را به بيابان برده و دور از انظار ديگران مسأله را به نحو صحيح براى وى تبيين مىكردهاند . مطلبى اعجاب انگيز است .
وساطت براى اصلاح كار ديگران
از بعضى حكايات و مطالبى كه راجع به آن مرد بزرگ نقل شده استفاده مىشود كه آن وزنهء عظيم علمى و اجتماعى ، سخت اهتمام به اصلاح مشكلات مردم و رفع كمبودهاى آنان داشته بهطورى كه با آن تحرزى كه از دستگاه سلاطين داشتهاند ، براى رفع مشكلات ديگران گاهى در نزد آنان نيز وساطت كرده و با نوشتن نامهاى گره گشايى مىكردهاند . از باب نمونه :
مردى از امراء دولت سلطان شاه عباس اوّل تقصيرى در خدمت كرده بود و چون خطر ، او را تهديد مىكرد به نجف رفته و به اردبيلى التجا نموده و از او خواست كه نامهاى به شاه نوشته و درخواست عفو او را بنمايد آن مرد بزرگ ، نامهاى به فارسى بدين عبارت به شاه نوشت :
بانى ملك عاريت ، عباس بداند اگر چه اين مرد ، از اوّل ، ظالم بوده اكنون
هامش
( 1 ) . الانوار النعمانية ج 3 ص 40