و ايّام ديگرى را هم غفلت داشتم و خلاصه شكرگزارى اين نعمت را نكردم تا از من جدا شد و از اينجا رفت .
از خداوند كريم اميد دارم كه مرا مؤاخذه نكند بلكه بر من منّت نهاده توفيق تشّرف به حضور او و استفاده مقدار ضرورى از اين علم و ساير علوم حقيقى ضرورى ، از جناب او به من عطا فرمايد به حق محمد و آلش ، به راستى كه خداوند ، ولىّ توفيق و اهل آن است . » « 1 »
اكنون بنگريد كه چگونه براى اين عالم جليل و بزرگ تواضع نموده و چه دعاهايى بدرقه راه او مىكند و از اينكه وقتى آن مرد دانشمند به نجف آمده ايشان موفق نشده آنچنان كه بايد و شايد از او استفاده كند چگونه اظهار تأسف نموده است و اين را حمل بر كمى توفيق خود مىكند و از خداى تعالى درخواست فرموده كه او را مواخذه نفرمايد بلكه توفيق مجّدد براى درك حضور او و استفاده از علم او را به وى عطا فرمايد .
تواضع علمى
مطلب قابل توجه در اين جا اين است كه هر چند اردبيلى داراى اين امتياز فقهى هست كه در آراء خود آزادانديش بوده و توجهى به آراء متقدمين و علما سلف نمىكرده است ليكن اين مطلب به نظر بنده به صورت كلى تمام نيست بلكه بايد آن را به صورت فى الجمله و اجمالا ذكر كرد زيرا ما در كتاب مجمع الفائدة و البرهان به مواردى برخورد مىكنيم كه اردبيلى از اظهار نظر صريح به خاطر
هامش
( 1 ) . مجمع الفائدة و البرهان ج 2 ص 71 و 72 مخفى نماند كه اين شخصيت بزرگ و محترم ، علامه فلكى ، و رياضىدان ، مولانا الياس اردبيلى است كه مدتى را در هند اقامت داشته است و از اعلام قرن دهم محسوب مىشود او پس از سير و سياحت ، در اواخر ، به اردبيل بازگشته و همچنان در آنجا بوده تا از دنيا رفته است .
ضمنا مرحوم اردبيلى چنان كه در مجمع البرهان از دايى خود بدينگونه تجليل كرده در كتاب زبدة البيان ص 67 نيز از ايشان ياد نموده و تجليل كرده و مىفرمايد : دايى من امروز در اين علم نظير ندارد .