خداوند بقاء او را طولانى فرمايد .
و نيز در مسأله مسافرت بعد از زوال روز جمعه كه اصحاب آن را حرام دانستهاند و مرحوم شهيد ثانى در روض الجنان فرموده : مقتضاى اين حرف آنست كه هر مسافرى اگر سفرش موجب فوات واجبى شود از قبيل تعليم احكام و نحو آن ، سفرش جائز نباشد . . . بعد صاحب مدارك فرموده است :
« و اعترضه شيخنا المحقق اطال الله بقاءه بان هذا كله مبنى على . . . « 1 » » يعنى شيخ محقق ما كه خداوند ، بقاء او را طولانى گرداند بر شهيد ثانى اعتراض فرموده به اينكه اين مطالب مبنى بر آن است كه امر به شىء مستلزم نهى از ضد خاص آن باشد چنان كه همين حق است و لكن شهيد ثانى اين مبنى را قبول ندارد بلكه آن را باطل مىداند .
و زمانى او را به عنوان جالبتر و مهمترى ذكر كرده در مسألهء قبله و اينكه شهيد ثانى فرموده نزديكترين ستاره به جدى ستارهاى مخفى است كه جز كسانى كه چشمشان تيز بين باشد آن را نمىبينند و هر شب و روزى به دور آن مىچرخد و آن ستاره كه مجازا آن را قطب مىنامند علامت قبلهء عراق است زمانى كه نمازگزار ، آن را پشت منكب ايمن خود قرار دهد . . . آنگاه صاحب مدارك مىفرمايد :
« و نقل شيخنا المحقق المدقق مولانا احمد المجاور بالمشهد المقدس الغروى على ساكنه السلام . عن بعض محققى اهل ذلك الفن أن هذا الشرط غير جيّد . . . » « 2 » يعنى شيخ محقق و مدقق ما مولاى ما احمد كه مجاور مشهد علوى - نجف اشرف - بر ساكن آن مشهد على عليه السّلام سلام باد از بعضى از محققين اين فن نقل كرده كه اين شرط ، شرط صحيحى نيست زيرا جدى در تمامى احوالش از اين ستارهء مخفى به قطب حقيقى نزديكتر مىباشد . . .
هامش
( 1 ) . مدارك الاحكام ج 4 ص 60 ضمنا به روض الجنان ص 295 و مجمع الفائدة و البرهان ج 2 ص 372 مراجعه شود .
( 2 ) . مدارك الاحكام ج 3 ص 128 و 129