خلاف مشهور ابا دارد و يا صريحا مىفرمايد كه خلاف اينها جرأت مىخواهد و خلاصه هر چند كه ايشان در قبال قول مشهور اظهار نظر كرده و در گفتار آنان ترديد مىفرمايد ولى با اين حال ، تواضع علمى كه شأن رجال بزرگ علم و از شؤون لازمهء عالمان گرانقدر دينى است از دست نداده و در مواردى در كنار اظهار رأى و نظر ، اهميت مقام والاى عالمان بزرگ و فقهاى سلف را مورد توجه قرار مىدهد .
از جمله در بحث تخليل كردن در وقت غسل بهطورى كه آب به زير موها برسد ايشان در اين نظريهء مشهور ترديد مىكند و مىفرمايد : « كفايت شستن سر مثلا با دو يا سه مشت آب كه در روايات بدان تصريح شده است با لزوم تخليل و رساندن آب به پوست ، سازگار نيست مخصوصا در افرادى كه موهاى پر پشت و فراوان دارند . »
بعد مىفرمايد : « مگر اينكه اجماع علما باشد يا اخبارى دلالت بر اين معنى بكند و گرنه آنچه را كه گفتيم امكان دارد و بنابراين ، لب فرو بستن از اين مطلب اولى است جز اينكه نفس آرامش ندارد و از اينرو مثل اين مطلبى را كه گفتم از آن ترشح مىكند ، و با اينكه احدى از متقدمين و متأخرين از فحول علما به سوى اين مطلب نرفتهاند براى همچو منى روا نيست كه در مثل اينچنين مطلبى نظر و اشكال داشته باشم لكن نفس وسوسه يا تشويش مىكند مادامى كه بر آنچه را كه فرمودهاند دليل قانع كنندهاى نباشد . » « 1 »
رنج بزرگ اردبيلى
آن بزرگوار از بس كه تشنهء حقائق و كشف حكم الهى در مسائل بوده است از اينكه در مسائل نوعا روايات مختلف بوده و نيز اقوال فقها در هر مسألهاى اختلاف دارد دچار نگرانى بوده و رنج مىبرده و حتى در يك مورد ، اين مطلب را از كشته شدن و قتل خود سختتر قلمداد كرده است .
هامش
( 1 ) . مجمع الفائدة و البرهان ج 1 ص 137 و 138 .