اهل الكوفة فقال انّ جمالى مكرية و استأذن الاجراء و كان من الورع و العبادة على ما لم يكن عليه احد فى طبقته و فى فهرست الشيخ قال له بعض جيرانه من اهل الكوفة و هو بمكّة يا ابا محمّد احمل لى الى المنزل دينارين فقال له انّ جمالى مكراة قف حتى استأذن من جمّالى » « 1 » .
در منتخب التواريخ چنين آمده :
« و در انوار نعمانيه است كه از ورعش اين بود كه حيوانى اجاره مىكرد كه از نجف برود به زيارت كاظمين وقت مراجعه بعضى از شيعيان كاغذ مىدادند كه ببرد به نجف اشرف كاغذها را به جيب خود مىگذارد و پياده مىرفت به نجف اشرف ، مىفرمود از صاحب حيوان اجازه حمل اين كاغذ را ندارم . »
بعد منتخب التواريخ قضايايى را به عنوان شاهد مىآورد .
« و دميرى در حياة الحيوان نقل كرده كه عبد اللّه بن مبارك در شام قلمى عارية كرد پس سفرى براى او اتفاق افتاد چون به انطاكيه رسيد يادش آمد كه قلم عارية نزد او مانده پس پياده مراجعت كرد به شام و قلم را رد كرد و برگشت .
و شيخ بهائى در كشكول نقل كرده كه : مخلوط شد گوسفند حرامى « 2 » ميان گوسفندان كوفه پس يك نفر از اهل ورع كه از عباد كوفه بود تا هفت سال اجتناب كرد از خوردن گوشت گوسفند چون پرسيد كه گوسفند چند مدت در دنيا مىماند گفتند : هفت سال .
و در كلمهء طيبه نقل كرده از سيد بن طاووس كه احتياط فرموده از خوردن طعامى كه براى غير خدا ترتيب داده شد به جهت نهى از خوردن حيوانى كه به غير نام خداى تعالى كشته شده باشد » « 3 » .
مرحوم حاج شيخ عباس قمى رحمه اللّه در فوائد الرضوية آوردهاند :
« و در روضات نقل شده كه مولانا در يك سفرى از اسفار خود به كاظمين
هامش
( 1 ) . مستدرك الوسائل ، ج 3 ، ص 392 .
( 2 ) . مرحوم حاج شيخ عباس قمى در هدية الاحباب « گوسفند غارتى » فرمودهاند .
( 3 ) . منتخب التواريخ ، ص 181 .