آن درست نبود امام عليه السّلام مىفرمودند نكن اين كار را ، يا چرا كردى ؟ بلكه بالعكس در مورد او مطالبى فرمودهاند كه نقل آن از تحفة الاحباب گذشت .
ثالثا در مورد اينكه مرحوم سيد محسن فرمودهاند : « لان ذلك نوع من البلاهة . »
مىتوان گفت : اگر اين كار ابلهانه و احمقانه و سادهلوحانه بود امام عليه السّلام از او تجليل نمىكردند . و خلاصه پيداست كه فقها نيز خود را از بسيارى از كارهاى احتياطى كه واجب نيست و اگر انجام دهند هم حرام نيست ، نمىخواهند جدا كنند و اين كار از كسانى چون مقدس اردبيلى پسنديده و مدح آنها محسوب مىشود .
امام محمد غزالى در احياء علوم الدين چنين آورده است :
« قال رجل لابن مبارك : احمل لى هذا الكتاب معك لتوصله فقال : حتى استأمر الجمال فإنى قد اكتريت .
فانظر كيف تورّع من استصحاب كتاب لاوزن له ؟ و هو طريق الحزم فى الورع فإنه اذا فتح باب القليل انجرّ إلى الكثير يسيرا يسيرا . » « 1 »
* * *
10 . نامه به شاهان
در قصص العلماء آمده است :
« سيد نعمت اللّه جزايرى در زهر الربيع نوشته كه شخصى از امراى سلطان شاه عباس اول تقصيرى در خدمت كرد پس التماس از ملا احمد نمود كه مراسله به سلطان نويسد و او را شفاعت كند پس محقق اردبيلى مراسله فارسية [ فارسى ] نوشت به اين عبارت :
بانى ملك عاريت ؛ عباس بداند : اگر چه اين مرد در اوّل ظالم بود اكنون مظلوم مىنمايد چنانچه از تقصير او بگذرى شايد حق سبحانه و تعالى از پارهاى
هامش
( 1 ) . احياء علوم الدين ، ج 1 ، ص 264 .