كه گفت : سبحاني ما أعظم شأنى ، نه دعوى الهيّت كردهاند ، بل دعوى نفى انيّت خود و اثبات انيّت غير خود كردهاند و هو المطلوب . » « 1 » .
ولى صاحب حديقة الشيعه اين توجيهات را نمىپذيرد و مىنويسد :
« شيعه بايد به اينكه فلان شيخ و يا فلان ملّا از متأخرين چنين نوشته ، گول نخورده و بداند كه ايشان فريب سنّيان و گول ايشانرا خوردهاند و از اين معنى غافل نشود كه غلط بر همه كس رواست غير از ائمّهء معصومين عليهم السّلام . . . پس متمسك شدن به آنكه صاحب اشارات [ ابو على سينا ] يا شارح آن [ خواجه نصير الدين طوسى ] و امثال ايشان چنين گفتهاند يا آملى و أشباه او چنين نوشتهاند . . . ديگران را گول زدن و بر ضلالت و اضلال افزودن است . » « 2 » .
البته حتّى در صورت اثبات صحّت سقائى و دربانى و شاگردى سران صوفيه براى امام معصوم عليه السّلام ، باز هم دليل نمىشود آن افراد تأييد و توثيق شوند و روش آنها براى ما الگو قرار گيرد . بهر حال ؛ آنچه در حديقة الشيعه آمده با كتاب « اثبات واجب » محقّق اردبيلى تطبيق نمىكند بلكه اردبيلى تصريح مىكند كه « . . . جميع فرق منسوباند به آن حضرت ( على عليه السّلام ) ، در اصول كلامى و فروغ فقهى و همچنين متصوفه در تصفيهء علم باطنى ، بواسطه آنكه سلسله مشايخ به او منتهى مىشود » « 3 » و اصولا اهل فن فرمودهاند كه « در ميان صحابه پيغمبر اكرم صلىّ اللّه عليه و آله و سلّم ( كه نزديك به دوازده هزار نفر
هامش
( 1 ) - « اوصاف الأشراف » 66 و 67 ) تصحيح سيد نصر اللّه تقوى ، چاپ كتابخانه طهران ( سال 1306 شمسى ) همچنين در خصوص « ابو يزيد بسطامى » و بعضى توجيهات كه در اين خصوص شده ، مراجعه كنيد به : « انوار المواهب » علامه على اكبر نهاوندى ص 542 ، چاپ محمودى ، احقاق الحق ج 3 / 175 تعليقات آيت اللّه العظمى مرعشى نجفى « ره »
( 2 ) - حديقة الشيعه ص 599 .
( 3 ) - « اثبات واجب » نسخه خطى آستان قدس رضوى ص 93 و نسخه خطى كتابخانه آيت اللّه گلپايگانى ص 67 .