تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محقق اردبيلى ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
براى اظهارنظر نهايى بايد در عبارات كتاب مذكور دقت كافى شود « 1 » . و در هر صورت ؛ اگر ايشان به وحدت وجود هم قائل نباشد نسبت دادن اين انتقادات تند و تكفير همهء عرفا و شعرا نيز به وى ، مشكل به نظر مىآيد ؛ چرا كه بعضى از مسائل را كه در « حديقة الشيعه » به شدّت رد مىنمايد ، در كتاب « اثبات واجب » يا « اصول دين » آنها را پذيرفته است و در مورد « بايزيد بسطامى » و « معروف كرخى » ، در حديقة الشيعه اظهار مىدارد : « . . . سنّيان بسته‌اند كه او [ بايزيد بسطامى ] سقّاى امام جعفر صادق عليهم السّلام بود و اين محض افتراست و آن شقى معاصر امام حسن عسكرى عليهم السّلام بود و روزى چند خدمت جعفر كذّاب كرده بود . . . و عادت متعصّبان سنّى است كه هر كس را از اين طايفه ببينند كه رسوايى از حد گذرانده و پرده از روى كفر خود برانداخته مانند بايزيد بسطامى و حسين بن منصور حلّاج ، گويند دو تا بودند و اكثر صوفيه نيز دعوى دوتايى ايشان مىكنند . . . يكى از ايشان كافر بوده و ديگرى مؤمن و از اكابر اولياء اللّه ؛ و شيعه بايد كه گول نخورد . . . » « 2 » . و در خصوص معرّفى دربان امام رضا عليه السّلام ، مىنويسد : « . . . دربانش محمّد بن الفرات ، و صوفيه مىگويند : معروف كرخى ، و آن اصلى ندارد » « 3 » . ولى مقدّس اردبيلى در كتاب « اثبات الواجب مىگويد : « . . . ايشان [ اهل بيت عليهم السّلام ] جماعتىاند كه مردمان متّفق‌اند بر افضليّت ايشان بر همهء
هامش
( 1 ) - مراجعه كنيد به : « حاشيه شرح تجريد اردبيلى » چاپ كنگره مقدس اردبيلى - ره - . ( 2 ) - حديقة الشيعه ص 561 ؛ همچنين صفحات : 613 ، 614 . ( 3 ) - همان مأخذ ص 634 .