تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محقق اردبيلى ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
آن جا اقامت داشته و در اين سال به درخواست مأمون و اصرار او از مدينه به خراسان همان جايى كه اكنون قبر شريف او در آن مىباشد منتقل شده است . و كرخى بر طبق ادّعاى كسانى كه شرح زندگى او را نوشته‌اند ، وى بغداد را ترك نگفته و در فاصله 200 تا 201 در همان جا درگذشته است . » « 1 » ولى يعقوبى ( وفات : 284 ق ) در خصوص مسير حركت امام رضا عليه السّلام ، مىنويسد : « . . . امام به بغداد آمد و از آنجا . . . راه مرو در پيش گرفت » « 2 » . شيخ بهائى ( وفات : 1031 ه . ق ) به اين عدم تطبيق توجه داشته و بعد از نقل تأييدات علامه حلى ، سيد ابن طاووس و فخر رازى ، مىگويد : « بعد از گواهى و تأييد اينها [ سقّايى ابو يزيد بسطامى را ] آنچه در بعضى كتب مثل شرح مواقف . . . آمده ، اعتبارى نداد و چه بسا اين عدم تطبيق را مىتوان با اعتقاد به وجود دو ابو يزيد حل كرد كه يكى از آن دو ، طيفور السقّاء بوده كه امام عليه السّلام را ملاقات نموده و خدمتگزارش بوده است و ديگرى شخصى غير از اوست و امثال اين اشتباهات بسيار پيش مىآيد و مثل اين اشتباه در مورد افلاطون نيز رخ داده ؛ صاحب ملل و نحل گفته عده‌اى از حكماى گذشته به اسم افلاطون شهرت داشته‌اند . » « 3 » خواجه نصير الدين طوسى ( وفات : 672 ه . ق ) فراتر از اين توجيه رفته و در كتاب « اوصاف الأشراف » به دفاع از ادّعاى بايزيد و حلّاج پرداخته و مىگويد : « در اين مقام معلوم شود كه آن كسى كه گفت انا الحق و آن كس
هامش
( 1 ) - « تصوف و تشيّع » هاشم معروف الحسنى ، ص 489 ، چاپ آستان قدس رضوى . ( 2 ) - تاريخ يعقوبى ج 3 / 176 . ( 3 ) - كشكول شيخ بهائى ج 1 / 122 و 113 ، چاپ سه جلدى ، انتشارات فراهانى تهران .