شده باشد و اين قول كه حديقة الشيعه در اوائل حكومت صفويه نوشته شده نيز قابل پذيرش نيست ؛ چرا كه در اين كتاب بارها از « الصواعق المحرقة » ابن حجر هيثمى ( وفات : 974 ه . ق ) مطلب نقل كرده و كتاب « صواعق » بعد از سال 950 ه . ق تأليف شده است « 1 » و امكان ندارد حديقة الشيعه در اوائل قرن دهم تأليف يافته باشد و از خود حديقة الشيعه مىتوان بدست آورد كه بعد از تثبيت حكومت صفويه و گسترش شيعه در ايران ، نگارش يافته است .
اينك مىپردازيم به بررسى دلائل موافقان و مخالفان انتساب « حديقة الشيعه » به اردبيلى تا روشن شود صحّت اين ادّعاها تا چه ميزانى است .
دلائل طرفداران نسبت كتاب حديقه الشيعه به مقدّس اردبيلى
ارجاعات در « حديقة الشيعه » به كتابهاى مقدّس اردبيلى :
يكى از راههاى مطمئن براى شناسايى نويسندهء واقعى كتاب ، همان شواهد و قرائنى است كه در خود آن كتاب آمده و لو قرينهاى كوچك باشد و اين قوىترين دليل و مدرك در صحّت انتساب كتاب مىتواند بشمار آيد حتّى اين نكته مهم در نسخه شناسى جايگاه خاص و بسزائى دارد و علّامهء محدّث نورى ( وفات : 1320 ه . ق ) در دفاع از « حديقة الشيعه » اين روش را برگزيده و چهار مورد از ارجاعات « حديقة الشيعه » را مشخّص كرده « 2 » و شهيد ثقة الاسلام تبريزى ( شهادت : 1330 ه . ق ) در « مرآة الكتب » دلايل محدّث نورى را آورده و دو مورد هم بر آن ارجاعات افزوده است كه
هامش
( 1 ) - كشف الظنون : ج 2 / 1083 ، چاپ دار الفكر بيروت .
( 2 ) - مستدرك الوسائل : چاپ سه جلدى ، ج 3 / 394 .