تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 582

مساهمون:

ص٥٨٢
لعنت بر تو باد ! على عليه السّلام گفت : يا رسول اللّه ! اين كيست ؟ فرمود كه آيا اين را نمىشناسى ، اين ابليس لعين است . پس على عليه السّلام برجسته خرطوم و پيشانى او را گرفت او را بر زمين زد و گفت : يا رسول اللّه ! من اين را مىكشم . رسول خدا فرمود كه آيا نمىدانى كه او را تا روز قيامت مهلت داده‌اند ؟ پس او را گذاشت چون ابليس برخاست گفت : يا على ! تو را بشارتى دهم ، مرا بر تو و شيعيان تو دستى نيست ، به خدا قسم كه هر آن كس كه تو را دشمن دارد من در نطفهء او شريكم و فرزند آن پدر از نطفهء من و او بهم مىرسد ؛ چنانچه حق تعالى در قرآن مجيد فرموده كه
وَ شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ
« 1 » پس رسول خدا تصديق قول او نموده فرمود : راست مىگويد يا على او را بگذار تا برود . امير المؤمنين عليه السّلام دست از او برداشت . و از عزت و احترام آن حضرت نزد اللّه تعالى اينكه در كتب سابقهء آسمانى نام او مذكور بوده و در هر آسمانى او را به نامى مىخوانند بلكه تا قيام قيامت خواهند خواند ؛ چنانچه در كتاب مستطاب كلينى مذكور و مسطور است و از امام جعفر عليه السّلام منقول است « 2 » كه در ماه مبارك رمضان جمعى را به نزد آن حضرت آوردند كه افطار كرده و روزه خورده بودند از ايشان پرسيد كه شما از يهوديد ؟ گفتند : نه ! فرمود : از نصارائيد ؟ گفتند : نه ! ما همه مسلمانيم . پرسيد كه شما را كوفتى و علتى هست كه سبب روزه نگرفتن باشد ؟ گفتند : نه ! فرمود كه شهادت مىدهيد كه خدا يكى است و محمد رسول اوست ؟ گفتند : خدا را مىشناسيم و اما محمد را نمىدانيم . آن حضرت خطاب به ايشان كرد كه اگر اقرار به نبوت محمد رسول خدا كرديد فبها و الّا به دود شما را مىكشم . اقرار نكردند فرمود كه ايشان را به دود هلاك كردند . پس جمعى از يهودان اين خبر شنيدند و به خدمت آن حضرت آمده عرض
هامش
( 1 ) . سوره اسراء ، آيه 64 . ( 2 ) . مناقب ابن شهر آشوب 2 / 256 از « كلينى » نقل كرده است .
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 582 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده