رب العالمين ندا خواهد كرد كه لا إله الا اللّه محمد رسول اللّه و مردمان خواهند گفت كه نيست اين شخص الّا ملك مقرب يا نبى مرسل يا حامل عرش رب العالمين و ملكى از ساكنان عرش رب العالمين فرياد خواهد كرد كه اين مرد نه ملك مقرب و نه نبى مرسل و نه بردارندهء عرش عظيم است ، بلكه اين صدّيق اكبر على بن ابى طالب است و در روايت ديگر حمزه را ذكر نكردهاند و در تتمهء حديث خلافى نيست .
و ثانيا آنكه طبرى و « خرگوشى » از اهل سنت به اسناد خود از سلمان فارسى « 1 » روايت نمودهاند كه گفت : از رسول خدا شنيدم كه فرمود : در روز قيامت قبهاى و خيمهاى از ياقوت سرخ از براى من بزنند بر جانب راست عرش و از براى ابراهيم خليل بر جانب چپ و در ميان ما هر دو ، از براى على عليه السّلام از لؤلؤ بيضاء درخشنده ؛ و بعد از تمامى حديث ، فرمود كه « و ما ظنكم بحبيب بين حبيبين ؟ » ؛ يعنى چه گمان داريد شما اى امتان من ، به دوستى كه در ميان دو دوست باشد ؟
و ثالثا دارقطنى و ابو نعيم اصفهانى از اهل سنت در احاديث صحيحهء خود از انس بن مالك نقل كردهاند « 2 » كه گفت : رسول خدا فرمود كه در روز قيامت منبرى از براى من نصب كنند به بلندى سى ميل و ملكى از زير عرش رب العالمين ندا كند كه محمد كجاست ؟ من جواب دهم . مرا گويند بر اين منبر برآى ، من بر بالاى آن منبر قرار گيرم ، باز ندا كند كه على عليه السّلام آمده به يك پايه از من فروتر قرار گيرد ؛ پس جميع خلايق بدانند كه محمد سيد المرسلين و على سيد الوصيين است . انس گويد : چون سخن حضرت رسول خدا به اينجا رسيد مردى از حضار مجلس برخاسته گفت : يا رسول اللّه ! كيست كه بعد از اين مراتب على عليه السّلام را دوست ندارد و با او دشمنى كند ؟
پس رسول خدا فرمود : اى برادر انصارى ، دشمن نمىدارد از قريش على عليه السّلام را مگر سفحى و نه از قوم انصار الّا يهودى و نه از عرب الّا دعى و نه از ساير مردمان الّا
هامش
( 1 ) . « الرياض النضره » محب الدين طبرى ج 2 / 211 ؛ احقاق الحق ج 7 / 311 از خرگوشى نقل كرده است .
( 2 ) . شواهد التنزيل ج 1 / 343 .