من در هفت آسمان عبادت خدا كردم و در هفت زمين معصيت او ورزيدم ، به خدا كه هيچ ملك مقرّب و نبىّ مرسل نديدم كه به دوستى او توسل نجويد و به محبت او اميدوار نباشد . آن شخص گويد كه اين بگفت و از نظر من غايب شد و من به خدمت امام محمد باقر عليه السّلام آمدم و ماجرا را عرض كردم . آن حضرت فرمود كه « آمن الملعون بلسانه و كفر بقلبه » ؛ يعنى آن ملعون به زبان اظهار ايمان كرده اما به دل كافر است . و يكى از صلحاى جن به خدمت اهل بيت عليهم السّلام آمد و شد مىكرد و خود را از هواداران و دوستان ايشان مىدانست ، نقل كرد كه ابليس را در فلان جزيره در فلان دريا در روى سنگى ديدم كه مىناليد و مىگفت :
شفيعى الى اللّه اهل العبا * و ان لم يكونوا شفيعى فمن
شفيعى النبى شفيعى الوصى * شفيعى الحسين شفيعى الحسن
شفيعى التى احصنت فرجها * فصلى عليها إله المنن « 1 »
؛ يعنى شفيع گناهان من به سوى خدا ، آل عبايند و اگر شفاعت من نكنند و ايشان را شفيع نافرمانى و گناهكارى خود نسازم پس كيست كه او را شفيع توان ساخت و اميد شفاعت از او توان داشت به غير از ايشان ؟
پس يك يك آل عبا را بيان مىكرد و مىگفت كه شفيع من نبى اللّه محمد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله است ، بعد از آن شفاعتكننده من وصى او على بن ابى طالب است عليه السّلام ، پس پسران او امام حسين و امام حسن عليهما السّلام ، پس آن كس كه خود را و عرض خود را از نامحرمان نگاه داشته « 2 » و از اين عجايبتر آنكه خلق اللّه تمامى از ابليس و لشكر او مىترسند و از او به حق تعالى پناه مىبرند و او و لشكرش از امير المؤمنان على بن ابى طالب عليه السّلام مىترسند و متوسل به او مىشوند به جهت عظمت شأن او و بلندى مكان او - صلوات اللّه و سلامه عليه و على آله و اولاده و محبيه -
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهر آشوب 2 / 253 .
( 2 ) . يك سطر اضافه دارد ( كاشف الحق ص 314 ) .