تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
من بر قتل و زجر و تعدى بر علويان توبه كردم و از كرده و گذشته پشيمانم و ديگران نيز زبان توبه و استغفار گشودند . الحمد للّه رب العالمين . و از جمله خصائص آن حضرت اينكه شيطان با آنكه داد خواسته كه جميع فرزندان آدم را از راه ببرد بعضى از دوستان او را نصيحت مىكند و با دشمنان او دشمنى مىنمايد ؛ چنانچه ابن شهر آشوب در كتاب « مناقب » در حديث طولانى از على بن محمد الصيرفى نقل كرده « 1 » كه او گفت : در راهى به شيطان برخوردم از من پرسيد كه تو كيستى ؟ گفتم : يكى از فرزندان آدمم ! گفت : لا إله الا اللّه تو از آنهائى كه گمان دارند كه از دوستان خدايند و عصيان مىورزند و با او مخالفت مىكنند و خود را دشمن ابليس مىدانند و اطاعت او مىنمايند ؟ پس من گفتم تو كيستى ؟ گفت : من صاحب نام بزرگ و مالك طبل عظيم و كشندهء هابيل منم و با نوح در كشتى من بودم و من آنم كه ناقهء صالح را پى كردم و آتش نمرود را به قصد ابراهيم افروختم و تدبير قتل يحيى من كردم و قوم فرعون را به آب راندم و گوساله را به جهت اغواى بنى اسرائيل من ساختم و ارّه بر سر زكريا به گفته من نهادند و ابرهه را با فيل به خرابى كعبه من بردم و در روز بدر و حنين به حكم من لشكر جمع شدند كه با محمد و اصحابش قتال كنند و اصحاب پيغمبر را در سقيفه بنى ساعده من جمع آوردم و هودج عايشه را در حرب جمل من به پا داشتم و ناكثين و قاسطين و مارقين به فتواى من بر مرتضى على عليه السّلام خروج كردند ؛ كنيت من ابو مره و نام من ابليس مغضوب رب العالمين و باعث خجالت در يوم الدّين منم . پس من گفتم : تو را به خداى على بن ابى طالب عليه السّلام قسم مىدهم كه مرا راهنمائى كنى و عملى كه موجب قرب به درگاه الهى باشد به من بگوئى و مرا در حوادث زمان مدد نمائى . گفت : بايد كه از دنيا قناعت كنى و از براى آخرت به از دوستى على بن ابى طالب عليه السّلام و دشمنى با دشمنان او زادى و توشه‌اى ندانى ، كه
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهر آشوب ج 2 ، ص 251 به جاى « صيرفى » ، « صوفى » آمده است .
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 579 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده