و در كتاب مستطاب علل الشرايع كه از مصنفات ابن بابويه « 1 » است به سند صحيح « 2 » نقل شده كه ابليس را گذر افتاد بر جمعى از اشقيا كه امير المؤمنين عليه السّلام را بد مىگفتند و به خبث او مشغول بودند بانگ بر ايشان زد كه « تبا لكم » ؛ يعنى خسران دنيا و زيان آخرت نصيب شما باد ! من بندگى كردم خداى تعالى را در قوم جان « 3 » دوازده هزار سال و بعد از فناى قوم جان شكوه كردم از تنهائى مرا به آسمان دنيا بردند و مدتى مثل آن در آنجا به عبادت حق تعالى مشغول بودم و در ميان ملائكه به سر مىبردم در آن اثنا ديدم كه نورى شعشعانى بر ملائكه ظاهر شد و همه ، آن را سجده كردند و در حيرت بودند كه آيا اين نور كدام ملك مقرب و يا نبى مرسل است كه از جانب اللّه تعالى ندا رسيد كه « ما هذا نور ملك و لا نبى مرسل ، هذا نور طينة على بن ابى طالب ! » ؛ يعنى نيست اين نور ، نور ملك مقرب و يا نبى مرسل بلكه اين نور طينت على بن ابى طالب است ! پس واى بر شما كه او را به بدى ياد مىكنيد .
و ايضا نقل است از جريح از مجاهد از ابن عباس و به روايت ديگر از اعمش از ابى وائل از عبد العلى و به طريق ديگر « خرگوشى » به اسناد خود از ضحاك از ابن عباس نقل كرده « 4 » و اينها همه از اهل سنت و جماعتاند و ابن بابويه در كتاب « امتحان » از روات اهل سنت از ابن عباس نقل نموده « 5 » كه گفت : رسول اللّه با على بن أبي طالب عليه السّلام در برابر خانهء كعبه نشسته بودند و من در خدمت ايشان بودم كه شخصى به جثه و صورت فيلى از طرف ركن يمانى پيدا شد رسول خدا به او ، گفت :
هامش
( 1 ) . « افضل المجتهدين » در كاشف ذكر شده است ( كاشف الحق ص 314 ) .
( 2 ) . علل الشرايع 1 / 173 ؛ « امالى » شيخ صدوق ص 284 مجلس 55 ؛ مناقب ابن شهر آشوب 2 / 248 ؛ « الفضائل » ابن شاذان ص 167 .
( 3 ) . قوم جان - گروه جنّيان
( 4 ) . مناقب اين شهر آشوب 2 / 241 از « الابانة » خرگوشى نقل كرده است .
( 5 ) . كتاب « امتحان » كه همان « امتحان المجالس » شيخ صدوق است و مناقب ابن شهر آشوب 2 / 241 از « امتحان » نقل كرده است . فضائل الخمسه 2 / 257 و ر . ك : رجال نجاشى ص 391 تصحيح آية اللّه شبيرى زنجانى .