تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
مروى است كه واقدى گفت « 1 » : به نزد هارون الرشيد رفتم علماى بغداد همه حاضر بودند هارون خطاب به شافعى كرد كه يا ابن عمّ ! چند حديث در فضايل على عليه السّلام از روات ثقات به تو رسيده ؟ شافعى گفت : يا امير المؤمنين ! از پانصد زياده است . پس به جانب محمد بن اسحاق ملتفت شده گفت : تو چند حديث در فضيلت آن حضرت روايت مىكنى ؟ گفت : از هزار متجاوز است ! بعد از آن ، رو به طرف محمد بن يوسف كرده كه تو بگو ؟ گفت : از تو و اصحاب تو خائفم ! فرمود كه ايمن باش و اعلام كن ! گفت : پانزده هزار مسند « 2 » و مثل آن مرسل « 3 » ! ! پس متوجه شده پرسيد كه از تو هم بشنويم ؟ گفتم : من نيز اگر زياده از آنچه محمد بن يوسف گفت روايت نكنم از آن كمتر نخواهد بود ! هارون گفت : فضيلتى كه خود مشاهده كرده‌ام و باعث توبه و استغفار من شده از ظلم و تعدى بر اولاد على عليه السّلام بيان كنم ، پس حضار جميعا گوشها را پهن كردند و التماس اعلام آن نمودند . پس هارون گفت : يوسف بن حجاج « 4 » كه نايب من است در دمشق مرا اعلام نمود كه در دمشق خطيبى است كه زبان به لعن و سب على عليه السّلام گشوده است و از منع من ممنوع نمىشود و در باب او چه حكم است شما را ؟ به او نوشتم كه او را مقيّد ساخته به نزد من فرست . چون حاضر شد از او پرسيدم كه تو على عليه السّلام را بد مىگوئى ؟ گفت : بلى ! اجداد من در دست او كشته شده‌اند و من ترك سب او
هامش
( 1 ) . نزهة الكرام رازى ( وفات : قرن هفتم هجرى ) 2 / 483 از « واقدى » نقل كرده است . ( 2 ) . مسند : حديثى را گويند كه راوى اتصال سلسله سند حديث را به پيامبر برساند و در اصطلاح شيعه آن را گويند كه به يكى از معصومين عليهم السّلام با سلسله راويان برسد . ( 3 ) . مرسل : حديثى را گويند كه يا همه راويان از سند حديث حذف شود و يا راوى كه خود مستقيما حديث را از معصوم عليه السّلام استماع نكرده نقل نمايد . ( 4 ) . الثاقب فى المناقب ابن حمزه ص 229 - 232 ؛ « كتاب آثار احمدى » احمد استرآبادى ( قرن دهم هجرى ) ص 482 ، استرآبادى به جاى يوسف بن حجاج ، « حجاج » ذكر كرده كه قطعا اشتباه است چرا كه حجاج بن يوسف در سال 95 هجرى رحلت كرده كه با حكومت هارون الرشيد تطبيق ندارد و همان « يوسف بن حجاج » كه در متن حديقه الشيعة و در الثاقب آمده ، صحيح مىباشد .