تن از جانب يمين و شش تن از جانب يسار ، برخاسته گواهى دادند كه ما شنيديم كه رسول خدا فرمود كه « من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه » و زيد بن ارقم كه از حضار روز غدير بود كتمان شهادت نموده و در همان روز نابينا شد و از كرده پشيمان شد و طلب توبه و استغفار مىكرد و پشيمانى سود نداشت .
و ايضا « مستغفرى » كه از افاضل اهل سنت است در كتاب « دلائل النبوة » آورده « 1 » كه روزى امير المؤمنين عليه السّلام در رحبه از شخصى چيزى پرسيد ، آن بىسعادت راست نگفت . آن حضرت فرمود دروغ مگوى كه تو را دعاى بد خواهم كرد . گفت نمىگويم ! فرمود كه دروغ گفتى ، كور خواهى شد . گفت : نگفتم و كور نخواهم شد و در همان مكان به هر دو چشم نابينا شد و دستش را گرفته از آنجا بيرون بردند ، كورى ظاهر را با كورى باطنى جمع كرد .
و ايضا صاحب كشف الغمه ذكر كرده است « 2 » كه روزى امير المؤمنين بر منبر مىگفت : « انا عبد اللّه و اخو رسول اللّه » ؛ يعنى من بنده خدا و برادر رسول خدايم .
بدبختى از قبيلهء عيس گفت : « من لا يحسن أن يقول انا عبد اللّه و اخو رسول اللّه » « 3 » هنوز از جاى خود برنخاسته بود كه مخبّط شد و به مرض صرع گرفتار گشته خود را به زمين مىزد و هذيان مىگفت ؛ پس پاى شومش را گرفته از مسجد بيرون آوردند و از خويشان او پرسيدند ، ايشان گفتند : و اللّه ! كه تا امروز هرگز اين مرض نداشت و از اجداد او نيز هيچ كس اين مرض نداشتهاند .
و ايضا در كتاب مذكور مسطور است « 4 » كه آن حضرت با « براء بن عازب » خطاب نموده فرمود كه « يا براء بن عازب ! يقتل ابنى الحسين و انت حى لانتصره ! » ؛ يعنى اى براء ! شهيد خواهد شد فرزند من حسين و تو در آن وقت حاضر خواهى بود و
هامش
( 1 ) . شواهد النبوة جامى ص 167 - 168 از دلائل النبوة مستغفرى نقل كرده است و « نزهة الكرام » 2 / 529 .
( 2 ) . كشف الغمه 1 / 89 و 284 .
( 3 ) . ترجمه اين جمله در كاشف الحق آمده است ( كاشف ص 300 ) .
( 4 ) . كشف الغمه 1 / 279 .