يمن به خدمت رسول خدا آمده گفتند : ما از اولاد فلان پادشاهيم كه از اولاد نوح نبى بود و وصى نوح سام بود و در كتاب او نوشته كه هر پيغمبرى را البته معجزهاى هست و هر پيغمبرى را البته وصيى هست كه جانشين او باشد ، وصى شما كيست ؟
حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اشاره به جانب امير المؤمنين عليه السّلام كرد و فرمود كه اين است وصى من . ايشان گفتند : يا رسول اللّه ! با ما صحيفهاى هست كه در آنجا صفت سام و بيان شمايل او كردهاند و حليه و علامات او را نوشتهاند و قبر او را در اين شهر نشان دادهاند اگر او را به ما بنمائى به او ايمان مىآوريم .
پس حضرت رسول اللّه فرمود كه يا على برخيز و با اين جماعت به مسجد رفته و دو ركعت نماز بگزار و در پيش محراب پا بر زمين زن تا مطلب اين قوم به حصول پيوندد . امير المؤمنين عليه السّلام داخل مسجد شده دو ركعت نماز گزارده بر خاست و لب مبارك بجنبانيد و پاى بر زمين زد ، ديدند كه زمين شكافته شد و تابوتى ظاهر شد و از ميان تابوت پيرى نورانى با ريش سفيد تا به ناف كشيده برخاست و خاك از سر و روى خود تكانيد بر على عليه السّلام سلام كرد و گفت : « اشهد ان لا إله الا اللّه و اشهد ان محمدا رسول اللّه سيد المرسلين و انك يا على وصى محمد سيد المرسلين انا سام بن نوح » .
پس آن جماعت صحيفهء خود را گشودند و در شكل و شمائل او نظر مىكردند چون صورت او را به آن چه در صحيفهء ثبت بود موافق يافتند گفتند مىخواهيم كه از صحف نوح سورهاى بخواند تا از او بشنويم . سام شروع در قرائت صحيفهاى از صحف نوح نموده سوره را به تمام قرائت نمود و بار ديگر سلام كرد بر امير المؤمنين و در آن تابوت رفته بخوابيد فى الحلال آن تابوت به زمين فرو رفته زمين بهم برآمد و آن جمع گفتند :
إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ
« 1 » و ايمان به خدا و رسول و وصى آوردند و حق تعالى اين آيه را كه
أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ فَاللَّهُ
هامش
( 1 ) . سوره آل عمران ، آيه 19 .