حضرت رسالت و يگانگى كتاب و شريعت آيا اين فتنهها و فسادها را سبب كه بود و كيست و باعث اين همه شور و شعف چه بود و چيست ؟ و فاضلى در جواب گفته كه سببش اولا عداوت ابليس است با اولاد آدم چه معلوم است كه او را تا به روز موعود مهلت دادهاند و او كمر دشمنى بر ميان جان بسته است و در كار خود مجدّ و مردانه است و به هيچ وجه از خود به تقصير راضى نمىشود و مىخواهد كه از عهدهء سوگندى كه خورده بيرون آيد ؛ چنانچه حق تعالى از قسم خوردن او در باب اغواى مردمان در قرآن حكايت فرموده كه
قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ
« 1 » و قصه او طولى دارد .
ثانيا حسد است كه بدترين صفتى است كه در رگ و ريشه اكثر عالميان جا دارد و بيشترين آدميان را طبيعى است نشنيدهاى كه هابيل و قابيل با آنكه از يك پشت و يك شكم به وجود آمده بودند و در يك زمان و در يك مكان به سر مىبردند و هنوز از اولاد آدم كسى بهم نرسيده بود كه در ميان ايشان نمّامى و فتنهانگيزى كند شيطان و حسد پشت به پشت هم داده كار خود كردند و چون هابيل به شبانى گوسفندان اشتغال مىنمود و قابيل به زراعت مشغول بود . در آن وقت آدم امر فرمود كه هر يك قربانى كنند . هابيل گوسفندى از همه گوسفندان بهتر به جهت قربانى جدا كرد و قابيل دستهاى از گندم يا جو نامزد نمود و به موجب
إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ
« 2 » قربانى هابيل مقبول درگاه الهى شد و پرتو قبول بر قربانى قابيل نيفتاد . قابيل را ديگ حسد به جوش آمد و هابيل را به قتل تهديد نمود و هابيل چنانچه آيهء كريمه
ما أَنَا بِباسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمِينَ
« 3 » از آن مخبر است از عذاب الهى ترسيده صبر فرمود . قابيل فريب
هامش
( 1 ) . سوره ص ، آيه 82 .
( 2 ) . سوره مائده ، آيه 27 .
( 3 ) . سوره مائده ، آيه 28 .