ترجيح بلا مرجح لازم مىآيد و گواه در اين معنى قول حق تعالى است كه
هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ
« 1 » و گواه ديگر تا نگويى كه يك گواه بس نيست
أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى
« 2 » اگر خواهى ثالثى هم بياورم در قصهء طالوت مىفرمايد
وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ
« 3 » و يقين است كه تقدم در علم و شجاعت موجب تقدم در امامت و رياست است و هرگاه ائمه عليهم السّلام اعلم باشند ثابت شد كه ايشان مستحق رياست و امامت هستند .
ايضا چيزهايى كه دلالت بر امامت دارد ، عدالت و طهارت است و پاكى ذات و نيكى صفات ، ديگر آنكه همه كس به علم ايشان محتاج و تابع بودند و خلق عالم نقل احكام از ايشان مىكردهاند و زكات خمس به خدمت ايشان مىبردهاند كه به مستحقين برسانند و رؤساى شيعه و روات حديث از راههاى دور به خدمت ايشان مىرفتهاند و استفادهء احكام از ايشان مىنمودهاند و ايشان حل مشكلات آن جماعت مىكردهاند و آن طايفهء شادكام به وطنهاى خود برمىگشتهاند و آن مسائل را به جهت ديگران نقل مىكردهاند و روايات را مستند به ايشان مىساختهاند و حق تعالى دلهاى اهل عالم را چنان به محبت ايشان ميل داده بود كه دوست و دشمن در تعظيم و اجلال ايشان عليهم السّلام بىاختيار بودند و با مخالفت مذهب و عقيده و نفاق باطنى و دشمنى جبلى بنى اميه و بنى عباس و تابعان آن ملاعين چون ايشان را مىديدند در ادب و عزت و آداب سلوك ذرهاى فرو گذاشت نمىكردند و به ادب و احترام نام ايشان را مىبردند حتى معاويه كه هفتاد جنگ با امير المؤمنين عليه السّلام كرد و مىفرمود در منبرها آن حضرت را سب مىكردند ، در خلوات چون با خواص و
هامش
( 1 ) . سوره زمر ، آيه 9 .
( 2 ) . سوره يونس ، آيه 35 .
( 3 ) . سوره بقره ، آيه 247 .