« المتمسك بما انت و اصحابك فيه » . پس ، از طرف عقل و نقل هر دو ثابت شد كه فرقهء ناجيه فرقهء حقه اثنىعشريهاند .
و ايضا عقل هيچ عاقل ازين ابا ندارد كه وجود امامى كامل الذات كه غنى باشد از رعيت در احكام و علوم ضرورى است ، چه محال است كه اهل تكليف بىسلطان و سردارى باشند كه با او به صلاح نزديك و از فساد دور باشند و گناهكاران را ادب كند و جاهلان را علم و ادب آموزد و غافلان را آگاه گرداند و از راه افتادگان را به راه آورد و اقامت حدود اللّه نمايد و حكمتهاى الهى را به ايشان رساند و ميان اهل اختلاف محاكمه كند و امر عزل و نصب فرمايد و سد ثغور نمايد و حافظ دماء و اموال مسلمانان باشد و حامى بيضهء اسلام « 1 » بود و جمعه و جماعت با او ادا شود و كتاب خدا و سنن رسول را حافظ باشد و اين چنين كسى بايد كه از عيب و نقص برى باشد و از ضلالت دور و از امام و راهنما مستغنى و ذاتش مقتضى عصمت باشد و بايد كه نص از جانب خدا و رسول بر امامت او باشد و اعجاز ازو ظاهر گردد تا باعث تميز او از ديگران شود و در اين شك نيست و به ثبوت رسيده كه بعد از رسول صلّى اللّه عليه و آله ، صاحب اين صفات امير المؤمنين عليه السّلام است و بعد از او در هر عصر تا به صاحب الامر به غير از ائمه معصومين عليهم السّلام ديگرى كه جامع اين صفات باشد نبود و روايات داله و نصوص بر امامت هر يك با وجود رعايت اختصار بسيار مذكور شد و معجزات هر يك نيز به همان دستور .
ايضا از دلايل بر امامت ائمه عليهم السّلام فضل و دانش و كمال ايشان است ؛ چه اگر در فرقه يا طايفهاى فنى از علوم يا بهرهاى از دانش يافت شده باشد در هر يك از ايشان جميع فنون و علوم جمع بود . اولا از امير المؤمنين عليه السّلام پيشتر مذكور شد كه علم جميع علما چنانچه از ابن ابى الحديد نقل شده « 2 » به او منتهى مىشود و حسن و
هامش
( 1 ) . بيضهء اسلام - كيان اسلام
( 2 ) . شرح نهج البلاغه ج 1 ، ص 16 - 30 .