ندهد ظالم باشد و اگر فعلش را غرضى نباشد به عبث ، كارى كند و حال آنكه خود فرموده :
وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ
« 1 » و اگر مرئى يا مدرك به حواس باشد جسم باشد - استغفر اللّه - و خود مىفرمايد :
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ
« 2 » و اگر امر و نهى و خير و شر حادث نباشد از معدوم خبر داده باشد و اگر انبيا معصوم نباشند اعتماد و اعتبار به خبر ايشان نباشد و فايدهء بعثت منتفى شود و مردم از ايشان نفرت گيرند و اوصيا ، جانشينانند و حكم ايشان دارند و چون عصمت امرى است خفى كه كسى را غير از حق تعالى علم بر آن نيست بايد كه منصوص عليهم از خدا و رسول باشند . اين است خلاصهء مذهب شيعيان و مذهب اثنىعشريه در اصول .
و اما در فروع ، مذهب ايشان بر اين وجه است كه اخذ احكام شريعت از ائمهء معصومين نمودهاند و مىنمايند كه ايشان از رسول و رسول از جبرئيل و جبرئيل از حق تعالى اخذ كردهاند چنان كه يكى از عرفا گفته كه :
اذا شئت ترضى لنفسك مذهبا * ينجيك يوم البعث من لهب النار
فدع عنك قول الشافعى و مالك * و احمد و المروى عم كعب الاحبار
و وال اناسا قولهم و حديثهم * روى جدنا عن جبرئيل عن البارى
؛ يعنى اگر خواهى از براى خود مذهبى بهم رسانى كه روز قيامت ترا از شعلهء آتش دوزخ نگاه دارد ، قول شافعى و ابو حنيفه و مالك و احمد را بگذار و با روايت كعب الاحبار كار مدار و تولّى به جماعتى كن كه مىگويند : ما از جد خود شنيدهايم و از جبرئيل فرا گرفته و او از حق تعالى اخذ نموده و ديگرى در ميانه واسطه نيست و با رأى و اجتهاد و قياس و استحسان كار ندارد و به طمع دنياى منصور عباسى دين را نفروختهاند .
هامش
( 1 ) . سوره انبياء ، آيه 16 .
( 2 ) . سوره انعام ، آيه 103 .