تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 1016

مساهمون:

ص١٠١٦
مىكردند و از پى ايشان مىرفت و اصل بن عطا كه شاگرد حسن بصرى بود و از او جدا شده و اينكه قايل شد به « منزلة بين المنزلتين » و از اين جهت او را معتزله گفتند ؛ چه اعتزال به معنى جدا شدن است و اينها بعد از آن به هفتاد فرقه شدند و زمان اعتزال مستمر بود از زمان عبد الملك مروان تا زمان مقتدر باللّه عباسى نزديك به دويست سال و بعد از آن ابو الحسن اشعرى ظاهر شد و او شاگرد ابو على جبائى بود ، ازو جدا شد و تابع عبد اللّه كلابى گشت و مذهب او گرفت و در اثبات صفت قدر و اضافهء خير و شر به حق تعالى و حسن و قبح عقل را باطل كرد و نبوت را جايز عقلى و واجب سمعى مىدانست و ايشان و معتزله مىگفتند كه مراد از « قدريه » ، اشاعره‌اند و بر عكس . و از اهل سنت طايفه‌اى حنابله‌اند ، اصحاب احمد بن حنبل و داوديه‌اند ، اصحاب داود اصفهانى و سفيانيه‌اند مريدان سفيان ثورى ، كه اينها قرآن و حديث را تمامى به ظاهر حمل مىكنند و تأويل نزد ايشان نمىباشد و مذهبشان در عقل و سمع ، مذهب اشعرى است . تا اينجا نقل كلام صاحب ملل و نحل بود . ببايد دانست كه امت محمد از عهد رسول اللّه تا به عصر منصور عباسى يعنى جعفر دوانقى در فروع در يك مذهب بودند و مدار فتوى به روايت از رسول صلّى اللّه عليه و آله بود صحابه را در هرچه اشتباه مىشد رجوع به امير المؤمنين و اولاد او عليهم السّلام مىكردند تا در زمان منصور و اندكى بعد از آن ، اين چهار مذهب دروغ پيدا شد و عمل به رأى و قياس و استحسان و اجتهاد بهم رسيد . سبب آنكه چهار هزار كس در خدمت امام جعفر صادق عليه السّلام تردد مىكردند و احاديث مىشنيدند و علم مىآموختند از آن جمله ، ابو حنيفه نعمان بن ثابت و مالك بن انس بودند و چون منصور كه او را ابو جعفر دوانقى مىگويند اجتماع خلق را در خدمت آن حضرت ديد ، واهمه كرد كه مبادا مردم را ميل به آن حضرت بهم رسد ، ابو حنيفه نعمان بن ثابت و مالك را امر نمود كه گوشه‌اى گيرند و احداث مذهبى كنند غير مذهب آن حضرت و عطايا