خاتمه : در نكتهاى چند متفرقه
ببايد دانست كه امت رسول صلّى اللّه عليه و آله بعد از آن حضرت هفتاد و سه فرقه شدند ؛ يك فرقه گفتند : بعد از رسول خدا مرتضى على عليه السّلام امام است بىفاصله به نص خدا و رسول و اينها شيعهاند ؛ و فرقهاى گفتند كه عباس بن عبد المطلب امام است و ايشان به مدتها بعد از رحلت مصطفى بهم رسيدند و اين فرقه بسيار كماند و مع هذا از آنها كسى نماند و آنان كه بر اين بودند كه عباس بن عبد المطلب امام است به جهت آنكه وارث رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است بعضى گفتهاند كه اين فرقه اول از فرق شيعه بودند و آخر از فرق سنّى شدند و قول قليلى از اين طايفه كه به امامت عباس قايل شدهاند اعتبار ندارد بتخصيص كه ايشان به مدتها بعد از وفات سيد كاينات بهم رسيدهاند و عباس خود هرگز دعواى امامت نكرد ؛ پس اصل مذهب از دو بيشتر نيست و از ايشان يك فرقه بر آن رفتهاند كه أبي بكر بن ابى قحافه امام است ، به اختيار ، مردم او را امام كردند و اينها اهل سنتاند و اين فرقه را در اصول اختلاف بهم رسيده تا آنكه به قولى ، به چهل و چهار فرقه شدند و شيعه را اختلاف بهم رسيده تا آنكه بنابراين قول ، نزديك به سى فرقه شدند و صاحب كتاب ملل و نحل گفته « 1 » كه اختلاف در اصول اهل سنت در آخر ايام صحابه بهم رسيد از معبد جهنى و غيلان دمشقى و يونس اسوارى كه ايشان منكر قول به قدر بودند و اضافه خير و شر به حق تعالى
هامش
( 1 ) . كتاب « ملل و نحل » ج 1 ، ص 35 .