تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 962

مساهمون:

ص٩٦٢
كرده‌اند . اما حكايت سردابه ، جوابش آن است كه عيسى بشر است همچو مهدى و در اين مدت كه عيسى در آسمان است كسى طعام و شرابى به جهت او مهيا نمىكند ، چنانچه بقاء او در آسمان بىطعام و شراب ممكن است چرا بقاى مهدى عليه السّلام در زمين ممكن نباشد و دجال كه مردود است و به روايتى در چاهى در زنجير است در اين مدت باقى مىتواند ماند و مهدى كه معزّز و مكرّم است و زنجير ندارد چرا ماندنش محال و مستبعد باشد ؟ ! و ديگر آنكه ، آنان كه مهدى را حىّ و موجود مىدانند كى قائلند كه او در سردابه است بلكه مىگويند در كل روز زمين سير مىكند با خيمه‌ها و خدم و حشم و اسبان و اشتران و هر سال به زيارت بيت اللّه مىآيد و در طرف مغرب ، فرزند و فرزندزادگان او بسيارند ، بلكه شهرها در تصرف ايشان است ليكن به جهت مصلحتى كه آن را حق تعالى مىداند از نظر خلق غايب است و فيض وجودش به عامه خلق اللّه عموما و به خواص خصوصا مىرسد و ديگر از اهل انكار حرف سردابه را معقول نمىدانند و در همان معنى اول تنها استبعاد مىنمايند و جواب ايشان همان است كه گذشت و قائلين به بقاى مهدى عليه السّلام قصه‌ها در فيض رسانيدن به شيعيان و شفا دادن بيماران و فائده‌ها به خلق رسانيدن و دستگيرى درماندگان كردن نقل كرده‌اند كه اگر همه را جمع كنى كتابى عظيم مىشود از آن جمله دو حكايت از صاحب كشف الغمه مذكور است « 1 » و گفته كه چون اين دو حكايت به زمان ما نزديك و از برادران ثقهء صحيح القول شنيده‌ام و آن دو كس كه اين دو حكايت بر ايشان واقع شد در حيات من فوت شده‌اند و من آنها را ديده‌ام و شك در وقوعشان ندارم نقل مىكنم و ملا جامى نيز آن دو حكايت را در كتاب شواهد از او نقل كرده . « 2 » يكى آنكه در عهد مستنصر عباسى شخصى از دهى كه آن را « هرقل » نام
هامش
( 1 ) . كشف الغمه ج 3 ، ص 283 - 287 . ( 2 ) . كتاب شواهد ملا جامى ص 214 و 215 .