خدا را بر دوستان او مسلط مىسازى ؟ چون « 1 » بنشينيم و از او اميد ببر كه بعد از اين او را نخواهى ديد . و به روايتى آنكه فرمود كه اگر آنچه عصاى موسى عليه السّلام فرو برده بازپس مىآيد ، اين مرد هم بازپس خواهد آمد . و به خانه خود رجوع فرمود .
و ايضا معروف نامى به آن حضرت دروغى چند گفت و بر طبق آن قسم خورد .
آن حضرت گفت : خدايا ! از اين مرد كه دروغ گفت و قسم خورد به دروغ ، تو منتقمى .
آن مرد همان روز بيمار شد و صبح روز ديگر راه دوزخ پيش گرفت . « 2 » و ايضا مشهور و در كتب معتبره مسطور است « 3 » كه متوكل را خانهاى مشبّك بود كه در آنجا مرغان خوش الحان بودند كه هر كه در آن خانه در مىآمد هر كدام به صوت و صدائى كه مخصوص به او بود شروع مىنمود به حدّى كه از فرياد و فغان مرغان چيزى شنيدن ممكن نبود و هر بار كه آن حضرت به آن خانه داخل مىشد همه ساكت مىشدند چنانچه تا او حاضر بود دم نمىزدند و چون آن حضرت از آنجا بيرون مىرفت به آواز در مىآمدند .
و ايضا به اخبار صحيحه از ابن اورمة مروى است « 4 » كه گفت : در سامره به سلام متوكل - عليه ما عليه - رفتم ، سعيد حاجب چون بر حسن عقيدهء من مطلع بود به خوش آمد متوكل ، گفت : خداى تو را ، فردا خواهم كشت ! ؟ گفتم : خداى من آن است كه
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ
« 5 » صفت اوست ؛ يعنى هيچ چشمى او را نديده و نخواهد ديد و او همه را مىبيند . گفت : آنكه گمان مىبريد كه او امام شماست ؟ گفتم : از اين ابا ندارم . گفت : مرا امر شده كه فردا اين كار بكنم .
هامش
( 1 ) . چون - چگونه
( 2 ) . الخرائج راوندى ج 1 ، ص 401 .
( 3 ) . كشف الغمه ج 3 ، ص 184 .
( 4 ) . كشف الغمه ج 3 ، ص 184 .
( 5 ) . سوره انعام ، آيه 103 .