تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 893

مساهمون:

ص٨٩٣
نخواهم شد و خود به خدمت آن حضرت آمده او را در برگرفت و آن حضرت او را نصيحت كرد كه ترك شرب خمر كند و در دست او تايب شده و آن حضرت دعائى به او تعليم كرد و فرمود كه چون شب اين دعا با من بود ضررى از آن زخمها به من نرسيد و آن دعا در مهج الدعوات « 1 » مسطور است و تا مأمون زنده بود به بركت آن دعا از جميع بلاها محفوظ ماند و به بركت اين دعا چندين شهر را مفتوح ساخت . و ايضا در كشف الغمه مروى است « 2 » كه شيخ ابو بكر بن شيخ اسماعيل روايت كرده كه كنيزى داشتم بادى در زانويش بهم رسيد زمين‌گيرش كرد و علاجش به هيچ وجه نمىشد ، او را به خدمت آن حضرت بردم و احوالش را عرض كردم . دست مبارك به زانويش ماليد و با آنكه بر بالاى رخت بود در همان ساعت وجعش بر طرف شده گفتى كه هرگز به آن درد مبتلا نبوده ! و ايضا از محمد بن ابى عمير روايت نموده‌اند « 3 » كه گفت : روزى وجع خاصره بهم رسانيدم و درد مرا عاجز كرد و به دواى طبيبان و جراحان علاج‌پذير نبود از آن حضرت التماس دعا نمودم فرمود : عافاك اللّه ! و بعد از آن مطلقا اثرى از آن درد نديدم ! و ايضا از محمد بن ميمون مروى است « 4 » كه چون امام رضا عليه السّلام روانهء خراسان بود در آن وقت مرا در مدينه رجوعى بود و در مكه از خدمت آن حضرت جدا مىشدم و در وقت وداع التماس كردم كه چيزى به بازماندگان خود بنويسد . كتابتى به من داد چون به مدينه رسيدم ابو جعفر تولد نموده بود به در خانهء آن حضرت رفتم ، خادمى او را از گهواره بيرون آورده به در خانه آورد كه كتابت پدر را به دستش دهم و چشم من در آن راه پوشيده شده بود و چيزى نمىديدم چون مرا ديد گفت : يا
هامش
( 1 ) . مهج الدعوات ( چاپ اعلمى - بيروت ) ص 52 - 56 . ( 2 ) . كشف الغمه ج 3 ، ص 156 . ( 3 ) . كشف الغمه ج 3 ، ص 157 . ( 4 ) . الخرائج راوندى ج 1 ، ص 372 ؛ كشف الغمه ج 3 ، ص 155 .