تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 874

مساهمون:

ص٨٧٤
مرا به آنجا بريد كه نشان داده‌ام ، اندكى زمين را بكنيد قبرى مهيا و ساخته شده نمودار خواهد شد و در ميان قبر ، آبى سبز خواهد بود و چون قبر مكشوف شود آب به زمين فرو خواهد رفت و آن ، مدفن من است ؛ زنهار كه تا من در حياتم كه اظهار اين خبر نكنى . هرثمه گويد كه و اللّه ! بعد از اندك زمانى نزد مأمون رفت و انگور و انار خورد و دنيا را وداع نمود و من به نزد مأمون رفتم ديدم كه مىگريد ، گفتم : امام رضا عليه السّلام با من عهد كرده بود كه آنچه گفته بعد از فوتش به تو بگويم . گفت : بگو . من آنچه شنيده بودم گفتم تعجبها نمود و امر به تجهيز نموده ، در وقت نماز همان شخص رو بسته آمد و با هيچ‌كس حرف نزد و در پيش صف ايستاده نماز كردند و مأمون متوجه او شده او را نديد و از هر طرف به طلبش دوانيد نه او را ديد و نه شتر او را ؛ پس مأمون چنان كه مذكور شد امر نمود كه قبر او را در پس سر رشيد بكنند ، هيچ كلنگى در آن زمين كارگر نشد ، از دو طرف ديگر اراده نمودند ميسر نشد و در موضعى كه بالفعل ضريح مبارك است شروع كردند قبرى مهيّا ظاهر شد و آبى سبز در او پيدا گرديد و آب را زمين به خود دركشيد و آن حضرت در آنجا مدفون شد و تأسفها از مأمون ظاهر گشت و بعد از آن هرگاه هرثمه را مىديد مىگفت : اى هرثمه ، هرچه به تو گفته بود نقل كن . هرثمه گويد كه آن را نقل مىكردم مأمون آن را مىشنيد و اظهار ندامت مىكرد و مىگريست . مروى است كه ابو الصلت هروى « 1 » گفت : روزى در خدمت آن حضرت بودم فرمود كه برو به قبّه‌اى كه در آن قبر رشيد است و از هر طرف آن ، خاك بيار ، آوردم يك يك آن را بوئيده سه خاك را رد نموده يكى را كه از آن مكانى كه الحال قبر شريف است برداشته بودم ، چون دادم بوئيد و گفت : اين مدفن من است ! اگر در آن سه طرف خواهند كه قبر از براى من حفر نمايند هر كلنگى كه در خراسان باشد
هامش
( 1 ) . عيون اخبار الرضا عليه السّلام ج 2 ، ص 244 .