تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 871

مساهمون:

ص٨٧١
باشد و مع هذا مددهاى كلى از او به مأمون رسيده باشد و از ورطه‌هاى عظيم خلاصش كرده باشد ؛ چنان كه يك بار اهل مرو هجوم كردند و آتش و هيمه آوردند كه خانه‌اش را آتش زنند ، مأمون به خانه آن حضرت پناه برد و به شفاعت آن حضرت خلاص شد و يك بار ديگر جمعى ارادهء قتلش داشتند آن حضرت چون به الهام ربّانى و اعلام نبوى مىدانست او را خبر كرد و از كشتنش خلاص نمود ، چگونه به زهر دادنش راضى شود ؟ اين معنى بغايت دور مىنمايد . اما اكثر علماى شيعه حتى ابن بابويه و شيخ بر آنند كه مأمون آن حضرت را زهر داد و ايشان را مؤيدات بسيار است . از آن جمله ابن بابويه در كتاب عيون اخبار الرضا عليه السّلام از احمد بن على انصارى روايت نموده « 1 » كه او گفت : از ابو الصلت هروى پرسيدم كه چون تو در خدمت آن حضرت بودى و بر كما هى احوال اطلاع دارى بگو كه چگونه دل مأمون با آن همه اكرام كه مىنمود و آن بسيارى محبت كه به امام عليه السّلام داشت به قتل امام عليه السّلام ميل نموده ؟ در جواب گفت كه مأمون اكرام و محبت كه به آن حضرت اظهار مىكرد به جهت آن بود كه بر مردم ظاهر سازد كه او را رغبت به دنياست و اعتقاد خلق را دربارهء او فاسد كند تا قدرش در نظرها پست نمايد چون ديد كه او از ولايت‌عهدى و آن محبت و اكرام از جا در نمىآيد و اعتقاد مردم دربارهء آن حضرت روز به روز در تزايد است از اطراف ، علماى هر ملت را آورده با او به بحث انداخت كه شايد در مناظرهء يكى از آنها عاجز شود و منزلت او نزد عوام پست گردد و به جهل در ميان عوام شهرت يابد ، از اينها همه ، مقصود وى حاصل نگرديد چه هيچ‌كس از دهريّه و ملاحده و براهمه و صابيه و مجوس و يهود و نصارى و از مخالفان و علماى اسلام نماند كه با او مناظره ننمودند و ملزم نشدند و به عجز اعتراف نكردند تا چون خلق غلبه او را بر اهل هر ملت و مذهبى ديدند با هم مىگفتند كه او اولى است به امامت
هامش
( 1 ) . عيون اخبار الرضا عليه السّلام ج 2 ، ص 241 .
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 871 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده