تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 868

مساهمون:

ص٨٦٨
در آن روز موافق حال آن قدر جوايز و عطا و صله و انعام و هديه داده بودند كه محاسبان دفاتر از عهده حسابش عاجز بودند و بفرمود كه تمام سپاه لباس سياه كه شعار عباسيان بود از خود دور كردند و لباس سبز پوشيدند و سكه به نام نامى آن حضرت زدند و بر منبرها خطبه به اسم سامى او خواندند و مضمون ولايت عهد را نوشته به اطراف مملكت فرستادند و مع هذا در آن اثنا امام عليه السّلام يكى از خواص خود را فرمود : « لا تشغل قلبك بهذا الامر و لا تسرّ به فانه لا يتم » ؛ يعنى دل خود را به اين امر مشغول مدار و به اين وليعهدى خوش حال مباش كه صورت تمامى نخواهد يافت . چه بر امام عليه السّلام ظاهر بود كه اين امر نيز از بابت نماز عيد به انجام نمىرسد و مجملى از آن قصه آنكه در روز عيدى مأمون را عارضه‌اى بود كس فرستاد كه التماس چنان است كه امروز به مصلّى رفته نماز عيد بگزارى تا فضل تو بر مردم ظاهر شود و مرا معذور دارند . امام عليه السّلام جواب فرستاد كه از جملهء شروط در وقت قبول كردن ولايت عهد اين بود كه اين‌طور كارى به من نفرمائى و مرا عفو نمائى . التماس را مكرّر نموده امام عليه السّلام عذرها مكرر مىفرمود تا مبالغه و الحاح مأمون به سر حدا افراط رسيد و امام عليه السّلام فرمود : مرا يقين است كه اين نماز به فعل نخواهد آمد و ليكن چون به جدّى رخصت ده تا به طريقى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به اين نماز بيرون رفت بيرون روم . مأمون گفت : به هر روش كه دانى و به هر طريق كه خواهى بيرون رو و امر نمود كه روز عيد علما و عبّاد و قرّاء و حفّاظ و لشكر و سپاه و غير ايشان از خواص و عوام به درگاه ملايك پناه امام عليه السّلام حاضر آيند و منتظر باشند تا در خدمت او به مصلّى روند و خلق مرو راهها و كوچه‌ها و در و بامها را فرو گرفته سوار و پياده منتظر ايستادند . چون صبح شد آن حضرت غسل كرده و لباس سفيد پوشيده و بوى خوش به كار برد و عمامهء سفيد بر سر بسته و از دو طرف علاقه فروگذاشته يك سر بر ميان دو كتف مبارك انداخت و سر ديگر بر سينه افكنده و عصائى در دست گرفته و ازار مبارك را تا به ساق ، بالا برده پاى برهنه با موالى و خدم كه همه بر آن هيأت بودند از
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 868 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده