متشابهه و روايات ملفّقه « 1 » و موضوعه ، يا قرآن و حديث را مانند ملحدان به مدّعا و رأى خود تفسير و تأويل كردن ، خود را و ديگران را گول زدن و بر ضلالت و اضلال افزودن است .
و ديگر بدان كه اين چند گروه كه شمرديم و ذكر اندكى از عقايد ايشان كرديم و فرقههاى ديگر كه نام نبرديم ، مانند نور بخشيه و نقشبنديه و برزخيه و غير ايشان ، همه به ظاهر سنى فاجرند و اكثر در باطن بد اعتقاد و كافر ؛ اگر مسلم داريم كه سنّى مسلمان است و الّا خواهيم گفت كه همه به ظاهر و باطن كافرند ، مگر قليلى از جمهوريه كه قبل از اين بودهاند كه بعضى از نادانان شيعه ايشان را شيعه پنداشتهاند و بعضى از گفتگوهاى ايشان را محمول بر تقيه تصور كردهاند و ندانستهاند كه غلط كردهاند و فرقهاى از جوريّه و جمعى از زرّاقيه كه در زمان ما بهم رسيدهاند كه خود را شيعه نام كرده و مىكنند عوام شيعه را گمراه كرده به وادى تصوف افكنده و مىافكنند .
و هر عاقل منصف كه اندك تأملى نمايد از گفتار جمهوريّه و كردار جوريّه و زراقيه ، معلومش مىشود كه ايشان اعتقاد به شرع و دين ندارند و ظاهرا جوريه چون زراقيه را بلكه ساير صوفيه را مانند خود بد اعتقاد يافتهاند ، اين است كه با ايشان ميل تمام دارند و چون گريزگاهى ، ملحدان را بهتر از تصوف نيست ، اين است كه اكثر ملحدان خود را صوفى نام مىكردهاند و مىكنند و غافل نبايد بود و بايد دانست كه ملحدان هرگاه خواهند موحّدى را مانند خود فاسد عقيده گردانند در اغلب اوقات با او اول از راه تصوف پيش مىآيند و خود را به او صوفى مىنمايند و بسيار باشد كه بعضى از غايت نامقيّدى خود را صوفى نام كنند تا هرچه خواهند از فسق و فجور مىكرده باشند و سفيهان ايشان را از ملامتيهء صوفيه شمارند و اكثر علما و شعراى صوفى خود طايفه زراقيه را طعن زدهاند و با آنكه بيشتر سنيان اعتقاد
هامش
( 1 ) . روايات دروغين و مزخرف ( لسان العرب 12 / 307 ) .