سعى بليغ مىنمود و اگر دست مىيافت دود از دودمانها بر مىآورد و از خوردن رشوه و مال يتيم و غايب ، سيرى نمىيافت و خود را از آن طايفهء جوريّه كه مذكور شد مىساخت و به قليلى كه از ظالمى مىگرفت آزار و نقصان بسيار به مظلومان مىرسانيد و راههاى گوناگون از براى حرامخوارى خود پيدا مىكرد ؛ مانند حق الثبت و حق الختم و غير آن و خانهها خراب مىكرد . و به آن طور فعلها ، بسيارى از عوام را فاسد عقيده كرده به وادى الحاد مىانداخت به سبب آنكه چون عوام ازين معنى كه دنيا فريبنده است يا اين مرد صوفى است و بيشتر فريب شيطان خورده فاسد عقيده شده است ، غافل بودند مىگفتند كه اين مرد كه از علماست ، اينها مىكند پس البته مىداند كه قيامتى نخواهد بود و زبان طعن مخالفان دين را نيز از گبر و ترسا و يهود و غير هم بر اسلام و اسلاميان دراز مىكرد و پيشتر مذكور شد كه احاديث در مذمت آن طور عالمان بسيار است . بالجمله ؛ با آنكه در ميان صوفيه به تخصيص در ميان طايفهء زرّاقيه كسى كه كينهور و حقود و مكار و حسود و مفترى و مفتن و ناراست و خائن و شرير و بىحياء و منافق و دغا نباشد كم بهم مىرسد از روى سالوسىها عوام كالانعام را به نوعى به دام آورده مسخّر خود مىسازند كه به هر راه كه ايشان را دانند سر از فرمان نگردانند و به خدا سوگند كه صوفى مقيد به شريعت از زرّاقيه و غير زراقيّه در مدّت عمر نديدم مگر به ناكسى كه از غايت نادانى به اين طريق ميل كرده بود چنان كه مكرر گذشت . باقى گرگان در لباس گوسفندان و اكثر ملحد و بد اعتقاد و غارتگر ايمان و روباهان فريبنده و غولان گمراهكننده و بيشتر ايشان در شرارت به مرتبهاى بودند كه با آنكه دعوى مىنمودند كه ما منكر هيچكس و هيچ نيستيم و اگر كسى انكار يكى از مخالفين مانند حلاج يا مجهولين مانند نسّاخ مىنمود كه ايشان او را پير و پيشواى خود مىدانستند و از غايت گمراهى او را بزرگ مرتبه مىپنداشتند يا همين قدر مىگفت كه حلاج يا نسّاخ بسطامى يا رومى را دوست نمىدارند در كشتن سعى بليغ مىنمودند و تا قتل با او ،
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 793
مساهمون: المحقق الأردبيلي
ص٧٩٣