معصومين كنند و عداوت پيغمبران و اوصياى ايشان را نزد همه كس ظاهر نكنند و مزخرفاتى كه اين زنديقان مىگويند بسيار است ترك نقل آن مىكنيم تا موجب ملال نشود .
فرقه بيستم جمهوريهاند . اين فرقه ، مذاهب و عقائد اكثر طوايف صوفيه را بر هم مىزنند و مىگويند كه هيچ چيز را رد نبايد كرد و بد نبايد گفت ، بلكه همه را دوست بايد داشت ؛ زيرا كه در هر كس و در هر چيز جزئى از اجزاى الهى هست و گويند كفر و اسلام و ابراهيم و نمرود و موسى و فرعون و محمد صلّى اللّه عليه و آله و ابو جهل و على و ابن ملجم و حسين و يزيد و عاصى و مطيع و ظالم و مظلوم و ملحد و موحّد همه خوبند و تمام را نيك مىدانند و چون نصارى ، سگ و خوك و ساير چيزهائى كه در شريعت نجس است ، پاك دانند و هيچكس را بر هيچكس نامحرم ندانند و در جبر و تشبيه و تجسم و صورت و رؤيت و وحدت وجود مبالغه تمام دارند .
و پيشتر مذكور شد كه اصل مذاهب صوفيه دو مذهب بود و باقى فروع آن دو مذهب است و ظاهر آن است كه بيشتر فروع آن دو مذهب منقرض شده و اكثر صوفيه كه امروز هستند جمهوريّهاند و ايشان از هر فرقهاى از فرق صوفيه چيزى كسب كردهاند و عقايد و مذاهب و قبايح ايشان را درهم آميختهاند و همه را از براى خود يك مذهب ساختهاند و ايشان نيز دوستى خدا را عشق نام كردهاند و دعواى علم باطن نمودهاند و علوم دينيه را علم ظاهر گفتهاند و مذمت كردهاند و چون به وحدت وجود قايلند با فرعون و نمرود و ابن ملجم مردود و غير ايشان از ساير ظلمه و اشرار منافقين و كفّار ، محبت دارند و آن را دوستى خدا مىشمارند و اگر در بعضى از اوقات بعضى از بدان را مذمت كنند مصلحتى در آن مىبينند و در آن هنگام بنابر مصلحتى بر خلاف اعتقاد خود كار مىكنند تا سفيهان را به گمان اندازند و ايشان نيز با پسران و دختران و زنان مردمان عشق ورزند و گويند با ايشان عشق نورزيدهايم ، بلكه با خدا عشق بازى كردهايم ! ! ؟ زيرا كه ما بر هرچه بنگريم خداى را
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 782
مساهمون: المحقق الأردبيلي
ص٧٨٢