مريد و معتقد ملحدى ديگر ، نشوند .
و اكثر جوريّه به جاهلى كه پشمينه پوشيده باشد يا ملحدى كه دعواى كشف و كرامات كند و لافها زند و سخنان پا در هوا گويد متوسل شوند ؛ و ملامتيه چون و اصليّه ترك نماز و روزه و ساير فرايض كنند و گاه باشد كه بعضى از ايشان به ذكر جلى از روى رياكارى و دغلى مشغول شوند و از عبادات به همان اكتفا نمايند و جوريّه بسيار باشد كه به بسيار مفروضات و مستحبات عمل كنند ، بلكه به نماز جماعت حاضر شوند و با آنكه مانند پيران گمراه خود معتقد به شرع و دين نباشند از روى ريا كارى به انواع عبادات پردازند كه به اين وسيله شايد خود را نيكنام سازند .
فرقه نوزدهم عشاقيّهاند . هر يك از اين جماعت خود را عاشق گويند و دوستى خدا را عشق نام كنند و ندانند كه « عشق » نام مرضى است از امراض دماغى و گويند مشغول شدن به غير خدا بازماندن است از معرفت خدا و با اين حال و به اين دعوى ، با پسران و دختران مردم عشق مىورزند و مىگويند « المجاز قنطرة الحقيقة » ؛ يعنى مجاز پل حقيقت است . و مراد ايشان ازين عبارت آن است كه عشق مجازى پل عشق حقيقى است و اكثر از غايت بىديانتى و خداناترسى افترا بر پيغمبر خدا زنند و گويند اين حديث است و پيغمبر چنين فرموده است - نعوذ باللّه من ذلك - و اكثر اين فرقه در عشق ورزيدن با امردان و زنان مردمان مبالغهء عظيم نمايند و خود را به تكلّف بر آن دارند و گويند اين عشق مجازى است و عشق مجازى متّصل است به عشق حقيقى كه دوستى خدا است و اين گروه با پيغمبران بغايت دشمن باشند و گويند انبيا و رسل ، خلق را به تكاليف از خدا بازداشتهاند ! ؟
و گويند مرد بايد كه التفات به قول پيغمبران و اوصياى ايشان نكند كه بزرگترين سدى كه درين راه هست ، پيغمبران و اوصياى ايشانند و به اين حال اظهار دوستى خلفاى سهگانه كنند و از براى اينكه سنّيان را از خود راضى دارند آن ملاعين را مدح گويند و اگر به شيعه رسند از براى فريب ايشان اظهار دوستى ائمه
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 781
مساهمون: المحقق الأردبيلي
ص٧٨١