آن وقت كه امام حسين عليه السّلام به جانب كوفه توجه فرمود او بيمار بود آن كوفت مانع همراهى شد « 1 » و الا آنچه پدر او را وصيت نموده بود به عمل مىآورد و اهل كوفه چون تأمل داشتند چند كس به خدمت آن حضرت فرستاده تحقيق نمودند كه آيا آنچه مختار دعوى مىكند صدق است يا نه ؟ فرمود كه هركس كه ارادهء بازخواست خون ما نمايد اگر چه بنده حبشى باشد بر دوستان و شيعيان ما واجب است كه در امداد و معاونت او به تقصير از خود راضى نشوند . چون اهل كوفه اين حرف را شنيدند با مختار بيعت كردند و در اعانت او به اقصى الغاية بذل جهد نمودند و در تدارك تقصيرات خود كوشيده سعى نمودند تا ابن زياد ملعون را با حضّار صحراى كربلا به سزا و جزاى خود رسانيدند و هر يك از ايشان به هر جا كه رفته بود پيدا كردند و به زجر تمام كشتند و يكى از آنها جان بيرون نبرد .
و عمده در استيصال آن زمرهء خسران مآل ، ابراهيم بن مالك اشتر بود كه چون علم شجاعت برافراخت عرب و عجم ، عنتر و رستم را فراموش كردند و در هر معركه آنچه از او به ظهور آمده از كسى به ظهور رسانيده بود و مختار به اعانت و امداد او و محبان اهل بيت انتقامى كه دلخواه شيعيان ائمه طاهرين عليهم السّلام بود از آن كفّار فجّار كشيد . « 2 »
در امالى شيخ طوسى رحمه اللّه مذكور و در كشف الغمه « 3 » مسطور است كه منهال بن عمرو كوفى متوجه حرمين - زادهما اللّه شرفا - شده در مدينه طيبه به خدمت امام زين العابدين مشرف شد ، آن حضرت خبر مختار پرسيد ، گفت : بر مسند حكومت متمكن است و هر روز جمعى از دشمنان شما را به قتل مىرساند . فرمود كه حرملهء كاهلة الاسدى زنده است ؟ گفت : بلى . امام عليه السّلام فرمود كه « اللهم اذقه حر النار و الم
هامش
( 1 ) . كاشف الحق پنج سطر اضافه دارد ( ص 360 ) .
( 2 ) . كاشف الحق پنجاه سطر اضافه دارد ( ص 361 و ص 362 ) .
( 3 ) . امالى شيخ طوسى ص 238 حديث شماره 423 ؛ كشف الغمه 2 / 324 .