تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 655

مساهمون:

ص٦٥٥
را وفات حاضر شد به پسر خود امام حسن عليه السّلام ، گفت : نزديك من آى تا آنچه رسول خدا به من سپرده به تو سپارم و امين سازم تو را به آنچه مرا امين ساخته بود . پس امام حسن عليه السّلام به پدر خود نزديك شد راز پنهانى و سرّ مخفى نيابت و امامت را به آن حضرت تسليم نموده بود ، امام حسن عليه السّلام را محرم آن راز و محل اعتماد آن سرّ گردانيد . و ظاهرا هيچ احدى را از اهل اسلام در باب امامت امام حسن عليه السّلام خلاف نيست و با شيعه اثنىعشريه درين باب هيچ‌كس خلافى و نزاعى ندارد ؛ بلى مخالفان ما نزاع و خلاف در باقى ائمه معصومين بسيار نموده‌اند و نزد جميع فرق اسلاميه به ثبوت رسيده كه بعد از مرتضى على عليه السّلام ، امام حسن عليه السّلام مردمان را به بيعت خود خواند و خاص و عام به او بيعت نمودند به امامت و خلافت و بعد از آنكه به شومى مكر و فريب معاويه و عمرو عاص نفاق در ميان لشكر آن حضرت بهم رسيده دانست كه خونريزى و فساد به سر حد افراط مىرسد بنا به فرمودهء رسول خدا كه مكرر فرموده : « ان ابنى هذا سيّد و لعلّ اللّه ان يصلح به بين فئتين عظيمتين من المسلمين » « 1 » تا بندگان خدا در اين ميان كشته نشوند با معاويه صلح نمود و آن گروه عظيم را از قتال و جدال خلاصى بخشيد و جزاى عمل بدكاران را به روز قيامت حواله نمود . و در خبر است كه « لم يكن احد اشبه برسول اللّه من الحسن عليه السّلام » « 2 » ؛ يعنى هيچ‌كس را مشابهت به حضرت رسول اللّه به مرتبه امام حسن عليه السّلام نبود . و از انس بن مالك روايت نموده‌اند كه گفت : هرگز امام حسن را نديدم كه گريه بر من زور نياورد ؛ چه بعينه شمايل او مانند شمايل رسول اللّه بود . و بخارى در « صحيح » خود آورده كه
هامش
( 1 ) . طرائف ابن طاوس ص 199 ؛ المناقب ابن مغازلى حديث 419 ص 372 ؛ فصول المهمه ص 153 ؛ كشف الغمه 2 / 145 . ( 2 ) . فصول المهمه ابن صباغ ص 152 ؛ تاريخ دمشق ( ترجمة الامام حسن عليه السّلام ) ص 27 .