روز وفات رسول ، هشتساله بود ، و بعضى هفتساله و چند ماه هم گفتهاند و چون امير المؤمنين عليه السّلام رحلت نمود ، او سى و هفت سال داشت و مردمان با آن گوشوارهء عرش رحمان بيعت كردند و بعد از شش ماه و سه روز كه سال چهل و يكم بود از هجرت ، با معاويه صلح نمود و بعد از ده سال كه در مدينه به عبادت الهى و زيارت حضرت رسالت پناهى مشغول بود در ماه صفر سنه خمسين من الهجرة كه عمر شريفش به چهل و هفت سال رسيده بود به سعى معاويه ، زوجهاش جعده بنت اشعث او را زهر داد و بعد از چهل روز كه بيمار بود به رحمت الهى و اصل شده برادرش امام حسين عليه السّلام كه وصى او بود متولى غسل و تكفين او گشته و در بقيع مدفون گرديد و اولاد آن حضرت بعضى يازده پسر و يك دختر گفتهاند و اصح آن است كه ذكور يازده و اناث چهار بودهاند و به غير از دو پسر او ، كه يكى حسن و ديگرى زيد نام داشتند ، از ايشان عقبى نماند .
و زيد بن الحسن جليل القدر و كثير البر و كريم النفس و متولى صدقات رسول اللّه بود و شعرا او را مدحها كردند و از اطراف دنيا به اميد نوازش و اكرام او ، به زيارت او مىآمدند و از او فيضها مىيافتند و عمر او به نود سال رسيد و شعرا به جهت او مرثيهها گفتهاند و امّا حسن بن حسن او نيز رئيس و فاضل و جليل القدر و صاحب ورع و متولى صدقات امير المؤمنين بود و عمر او به سى و پنج سال رسيد و در كربلا به خدمت عم خود سيد الشهداء بود و جراحت بسيار يافته و اسماء بن خارجه او را از ميان كشتگان بيرون آورده و از عمر سعد التماس نموده ، جراحتهاى او را مرهم نهاد و فاطمة بنت حسين عليه السّلام در حبالهء او بود و از فرزندان امام حسن عليه السّلام :
قاسم و عبد اللّه و عمر در كربلا به شهادت فايز شدند و عبد الرحمن در وقتى كه امام حسين عليه السّلام به مكه مىرفت در آن وقت وفات يافت و حسين بن حسن كه او را « اثرم » مىگفتند و طلحة بن الحسن كه به جواد مشهور بود با سه پسر ديگر در مدينه فوت شدند .
مخالف و مؤالف را اتفاق است در آنكه امير المؤمنين در وقت رحلت از ميان
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 652
مساهمون: المحقق الأردبيلي
ص٦٥٢