تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 630

مساهمون:

ص٦٣٠
و ايضا سعيد بن طريف از اصبغ بن نباته روايت كرده « 1 » كه شخصى در كوفه به مجلس شريح قاضى آمد و كسى همراه داشت التماس نمود كه خانه را خلوت نمايند كه حرف مخفى دارم . چون خلوت شد گفت : اى قاضى ! اين شخصى كه همراه من است او را دختر مىدانستم به شوهرش دادم از او باردار شده و كنيزكى به جهت او داده بودم با كنيز جمع آمده كنيز را باردار كرده . شريح متعجب شد گفت : من از امير المؤمنين عليه السّلام شنيدم كه خنثى را بايد كه ببينند كه بولش از كدام راه مىآيد به آن تميز نموده كه زن است يا مرد و ليكن در اين مسأله عاجزم اين را به سمع امير المؤمنين عليه السّلام بايد رسانيد و از آن حضرت جواب شنيد . و برخاست به اتفاق به خدمت امام عليه السّلام رفتند و آن قضيه را عرض كردند . امام عليه السّلام فرمود كه استخوانهاى پهلوى او را بشمارند . از جانب راست هشت بود و از طرف چپ هفت . پس فرمود تا سرش را بتراشند و كلاه و نعلين درو پوشانيد و به مردانش ملحق ساختند و دعوى حمل كه مىكرد باطل گردانيد و بر آن عمل نكرد و بايد دانست كه شناختن ذات كامل الصفات حضرت امير مؤمنان و پيشواى متقيان ابو الحسنين على بن ابى طالب عليه السّلام حد هر كسى نيست بلكه نزديك به محال است و تعداد قضايا و احكام آن حضرت نيز از حيطهء حصر بيرون است و آنچه در كتب سير و تواريخ و مناقب و احاديث مضبوط شده آن را نيز اگر كسى خواهد كه تمام بنويسد « 2 » و جمع كند به سالهاى بسيار ميسر نخواهد بود . بنابراين از حالات و كمالات آن حضرت به آنچه گذشت اختصار نمود .
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهر آشوب 2 / 376 . ( 2 ) . يك بيت شعر از مولوى ( كاشف الحق ص 341 ) .