صاحبش در دنيا سير نمود كدام قبر بود ؟ در جواب فرومانده عمر را طلبيده او فكر بسيار كرده و بعد از آن گفت : اينها مغلطه است و قابل جواب نيست ؟ ! رأس الجالوت بر ايشان خنديده اصحاب رسول خدا شرمنده شدند .
امير المؤمنين عليه السّلام به زيارت قبر رسول خدا آمده ماجرا را بشنيد فرمود : اى رأس الجالوت ! بدان كه اصل چيزها آب است ؛ چنانچه حق تعالى فرموده :
وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ
« 1 » و آن دو چيز كه با هماند و با يكديگر تكلم ننمودهاند ، شب و روز است و آن آبى كه نه از آسمان است و نه از زمين ، عرق اسب است كه بفرمودهء سليمان در روز جنگ و تردد اسبان گرفته در شيشه كرده بودند از جملهء چيزهائى بود كه از جهت امتحان بلقيس فرستاد .
آن چيز كه بىروح نفس مىزند ، صبح است كه حق تعالى فرموده :
وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ
« 2 » و آن قبرى كه با صاحبش سير كرده ، ماهى بود كه قبر يونس شده بود سى شبانه روز يا بيشتر او را در درياها مىگردانيد . بعد از اين جوابها رأس الجالوت نيز به دايرهء اسلام در آمده اصحاب از شرمندگى بيرون آمدند و آن جوابها باعث هدايت آن مرد شد .
و ايضا مخالف و مؤالف از ابن عباس نقل كردهاند « 3 » كه در عهد خلافت أبي بكر در مدينه مردى متمول بود زنش فوت شده و از آن زن دو فرزند از شوهر حال و سابق ماند . بعد از مدتى آن مرد نيز به رحمت خدا رفته ميان پسر زن و پسر مرد خصومت افتاده هر يك مىگفتند مال مرد از آن من است و پسر او منم و كسى را علم به آن نبود كه پسر مرد كدام است و پسر زن كدام ؟ پس نزد أبو بكر آمدند در مجمعى كه همهء اصحاب حاضر بودند و هر يك دعوى ميراث مرد مىكردند . أبو بكر متحير
هامش
( 1 ) . سوره انبياء ، آيه 30 .
( 2 ) . سوره تكوير ، آيه 18 .
( 3 ) . مناقب ابن شهر آشوب 2 / 359 .