آتش دوزخ تو دارم بلكه بندگى تو را از آن مىكنم كه تو سزاوار پرستش و مستحق عبادتى ؛ و آنكه گفته خوفى از خدا ندارم ، يعنى از عدل او مىترسم نه از ظلم او و خوف من از آن است كه مبادا با من به عدل عمل كند و جزاى كردار من در كنار من نهد پس مرا خوف از خدا نيست بلكه از خود است ؛ و آنكه گفته در نماز ركوع و سجود نمىكنم ، يعنى نماز بر ميّت ركوع و سجود ندارد ؛ و مرادش از مرده و خون ، ماهى و جگر ماهى است كه از آب بيرون آمده مرده است و جگر خونيست بسته شده ؛ و « فتنه » كه دوست مىدارد ، مال و فرزند است ؛ چون حق تعالى فرموده كه
إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ
« 1 » و آنكه نديده بر او گواهى مىدهد ، بهشت و دوزخ است كه نديده است ، چون پيغمبر خدا از آن خبر داده گواهى به وجود هر دو مىدهد و آن را صدق مىداند ؛ و آنكه گفته كه حق را دشمنم ، يعنى مرگ را كه البته حق است و از پى مىرسد و من مرگ را دوست نمىدارم چه كم كسى باشد كه مرگ را كاره نباشد و زندگى را بهتر نداند و آنكه نيكوكار باشد خواهد كه اعمال خيرش بيشتر شود و آنكه بدكار است از كردار خود انديشهمند است و روزى مىگذراند .
پس آن رسول گفت : يا على ! وصى به حق و ولى مطلق توئى و در بعضى نسخهها فقرهاى چند زياده از آنچه مذكور شد ذكر نمودهاند و آن اينست كه آنچه مرا هست خدا را نيست يعنى زن و فرزند و با من هست آنچه با خدا نيست ، يعنى ظلم و جور ؛ و من تصديق يهود و نصارى مىكنم « 2 » مرادش از تصديق يهود و نصارى ، آن است كه حق تعالى فرموده است :
وَ قالَتِ النَّصارى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلى شَيْءٍ
وَ قالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصارى عَلى شَيْءٍ
« 3 » ؛ يعنى از اين دو طايفه هر يك ديگرى را بد و باطل مىدانستند و من هر دو را تصديق مىكنم و مىگويم هر دو
هامش
( 1 ) . سوره تغابن ، آيه 15 .
( 2 ) . دو سطر اضافه دارد ( كاشف الحق ص 332 ) .
( 3 ) . سوره بقره ، آيه 113 .