تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 612

مساهمون:

ص٦١٢
فريقين مسطور است « 1 » كه روزى ابىّ بن كعب به خدمت رسول خدا آمده در حالتى كه مجمعى بود و اكثر صحابه حاضر بودند آيهء
وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ
« 2 » را تا به آخر خواند و رسول خدا خطاب به حضّار مجلس نموده پرسيد كه نعمتهاى الهى كه فرموده كه بر شما تمام كردم ، كدام است ؟ پس بعضى از اصحاب سكوت ورزيدند و جمعى به فكر مال و اسباب افتادند و پاره‌اى به طرف زن و فرزند افتادند و برخى به جاه و جلال ميل نمودند چون هيچ‌كس حرفى موافق ارادهء الهى و مناسب خواهش حضرت رسالت پناهى نگفتند حضرت رسول خدا به جانب امير المؤمنين عليه السّلام متوجه شده فرمود : « قل يا ابا الحسن ! » . پس خطيب منبر سلونى و مسندنشين مرتبه هارونى به تكلم در آمده گفت : « انّ اللّه خلقنى و لم اك شيئا مذكورا و أن أحسن بى فجعلنى حيّا لا مواتا و أن انشأنى - فله الحمد - فى أحسن صورة و أعدل تركيب » به ترجمة اكتفاء مىنمايد تا آخر آنچه فرمود ؛ يعنى نعم الهى بر ما اين است كه خلق كرد ما را و از عدم به وجود آورد با آنكه پيش از آن نبوديم « 3 » و آنكه آسمان و زمين و آنچه در آن هست همه را مسخر ما كرد و همه را طفيل وجود و جهت نظام كار ما آفريد و آنكه ما را عقل درست كرامت فرمود كه در آلاء او فكر كنيم و در نعماى او تأمل نموده شكر او را به جاى آوريم و ما را داخل آنها ننمود كه از آلاء و نعماء او غافلند و به خورد و خواب راضىاند و نه در حزب آنان مندرج ساخت كه آنچه نبايد كرد مىكنند و در چيزهائى كه تأمل نبايد نمود مىنمايد و از راه راست منحرف شده در بيابان كفر و زندقه گرفتار مىشوند . و آنكه از براى ما حيات ابدى مقرر داشته كه بعد از حشر ، ابد الآباد زندگى جاويد خواهيم داشت و بعد از آن حيات موت نخواهد بود و آنكه ما را مالك
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهر آشوب 2 / 354 . ( 2 ) . سوره لقمان ، آيه 20 . ( 3 ) . ذكر حديث كنز و يك بيت شعر از حافظ و يك بيت از شبسترى ( كاشف الحق ص 330 ) .