تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 610

مساهمون:

ص٦١٠
كه از آن ديگرى بود كشته بود . حضرت رسول خدا فرمود : به نزد ابو بكر شويد تا در ميان شما حكم كند . چون به نزد او رفتند گفت : رسول خدا را چرا گذاشته‌ايد و از من قضا مىطلبيد ؟ گفتند : رسول خدا ما را فرموده كه به نزد تو آئيم . ابو بكر بعد از تأمل بسيار گفت : « بهيمة قتل بهيمة لا شىء على ربها ! » ؛ يعنى بىزبانى بىزبانى را كشته است و حيوان مكلف نيست و بر صاحب آن چيزى لازم نمىآيد ! خصمين به خدمت رسول خدا آمده حكم أبو بكر را معروض داشتند فرمود : به نزد عمر رويد و اين مسأله را از او بپرسيد . چون به نزد عمر رفتند از هر يك پرسيده بر حكم أبو بكر اطلاع يافت گفت : نيست رأى من الّا رأى ابو بكر و حكم او حكم من است ! باز به خدمت رسول اللّه رجوع نمودند و ماجرا را به عرض اقدس نبوى رسانيدند فرمود : به خدمت على رويد تا ميان شما به راستى حكم كند . چون به خدمت امام به حق و وصى مطلق آمدند فرمود كه اگر گاو از جا و محل خود دور شده و به جاى خر رفته خر را كشته ، قيمت خر را بايد كه صاحب گاو بدهد و اگر خر به پاى خود به جاى گاو رفته ، بر او چيزى نيست . چون خبر به رسول خدا بردند فرمود كه به درستى كه على حاكم است در ميان شما به حكمى كه خدا فرموده است الحمد للّه كه در ميان اهل بيت من حكم‌كننده به طريقه داود نبى هست . و به روايت بعضى از اهل سنت اين قضيه نيز از آن حضرت در يمن صادر شده و العلم عند اللّه . قضيهء ديگر از جملهء حكمهائى است كه از آن حضرت در سفر يمن به ظهور رسيده كه محمد بن يعقوب كلينى در كتاب مستطاب مذكور از محمد بن قيس از امام محمد باقر عليه السّلام روايت نموده و از اهل سنت احمد حنبل در مسندش و احمد بن منيع در « امالى » به اسانيد خود از ابن مغنم روايت كرده‌اند « 1 » كه گودى از براى شكار شير كنده بودند و شيرى قوى هيكل در آنجا افتاده بود و خلق به نظارهء آن جمع شده
هامش
( 1 ) . كافى كلينى 7 / 286 ؛ مسند حنبل 1 / 77 ، 128 ، 152 . مناقب ابن شهر آشوب از امالى احمد بن منيع 2 / 353 .