در اين باب نازل شد .
و ايضا قضيه ديگر آنكه ابو داود در سنن و احمد حنبل در « فضائل الصحابة » و ابو بكر مردويه در كتاب « مناقب » خود از زيد بن ارقم نقل كردهاند « 1 » كه او نقل كرد كه در زمان رسول اللّه ، در يمن در مجلس على بودم كه سه كس به خصومت آمده بر سر پسرى دعوى داشتند و چون قريب العهد به اسلام بودند و به شريعت معرفتى نداشته گمان كرده بودند كه كنيزكى را به شراكت مىتوان داشت و كنيز حامله شده پسرى آورده بود و ايشان بر سر آن پس منازعت مىنمود . على عليه السّلام به قرعه قرار داد و چون قرعه به نام يكى از ايشان برآمد ، فرزند را به او ملحق ساخت و الزامش نمود كه به هر يك از آن دو كس ثلث قيمت آن فرزند بدهد كه بر تقدير بندگى قيمت به صاحبان رسيده باشد و هر سه را تهديد نمود كه بعد از اين اگر بدانم كه مثل اين قسم عمل كه حرمتش بر شما ظاهر شد اقدام نمودهايد شما را عقوبت بليغ خواهم نمود و چون اين خبر به حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله رسيد فرمود : حمد من آن خداى را كه در ميان ما اهل بيت شخصى را نصب نموده كه حكم مىكند بر سنت و طريقهء داود عليه السّلام و حكم بر آن مقرر شد .
و ايضا در قضيهء ديگر آنكه در آنجا هم حكم به قرعه فرموده اين است كه جمعى در زير ديوارى ماندند از آن جمله دو زن بودند ، يكى آزاد و يكى بنده و از هر يك طفلى مانده بود و هيچكس بنده و آزاد را امتياز نمىتوانست كرد . آن حضرت ميان هر دو قرعه زد و آزادى بر يكى و بندگى بر ديگرى افتاد . حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله شنيده آن حكم را نيز امضاء فرمود . « 2 »
و ايضا قضيه ديگر كه در كتب فريقين مذكور است و مسطور « 3 » اينكه دو خصم به دعوى و خصومت به نزد رسول خدا آمدند گاوى از يكى از آن دو مرد ، خرى را
هامش
( 1 ) . سنن ابو داود 2 / 281 . مناقب ابن شهر آشوب 2 / 353 از ابو داود و ابن مردويه ، نقل كرد ؛ « فضائل الصحابة » احمد حنبل 2 / 645 .
( 2 ) . الكافى 7 / 137 .
( 3 ) . مطالب السئول ص 30 ، مناقب ابن شهر آشوب 2 / 354 .