تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 611

مساهمون:

ص٦١١
بودند . يكى از تماشاچيان را پاى لغزيد پس او دست به ديگرى زد و او از هول جان ، دست به ثالثى زد سيّم به چهارمين چسبيده هر چهار در آن گودال افتادند . شير گرسنه و خشم‌آلود هر چهار را هلاك كرد و اولياى مقتولان درهم افتاده شمشيرها كشيدند و فتنه‌اى عظيم روى نمود . خبر به آن حضرت رسيد آن جناب آن قوم را طلب نموده فرمود : صبر كنيد تا من در ميان شما حكم كنم پس فرمود : بدانيد كه مرد اول فربه و طعمهء شير بود چون دست به ديگرى زد بايد كه اهل او ثلث ديت به اهل شخص دويم بدهد و مردم دويمين نيز ثلث ديت به ورثه سيم رسانند و اولياى سيمين تمام ديت چارمين را ضامنند . قبايل يمن بعضى به اين حكم راضى شدند و بعضى راضى نشده مرافعه را به خدمت حضرت رسول خدا آوردند چون سرور كائنات تمامى قضيه را شنيد فرمود : به درستى كه ابو الحسن حكم كرده حكمى كه حق تعالى بر عرش ثبت كرده و در بالاى عرش فرمود : الحمد للّه كه در ميان اهل بيت من شخصى هست كه به روش داود عليه السّلام حكم مىنمايد . قضيهء ديگر كه از اهل سنت ابو عبيده در كتاب « غريب الحديث » و ابن مهدى در كتاب « نزهة الابصار » و ابن شهر آشوب از شيعيان در كتاب « مناقب » و ملا حسن سبزوارى در « بهجة المباهج » نقل كرده‌اند « 1 » اينكه سه دختر با يكديگر به بازى مشغول بودند ، يكى بر دوش ديگرى سوار شده ، سيمين سرانگشتى بر پهلوى آن بردارنده زده او بهم جسته سوار را بر زمين زده گردنش بشكست . داورى به نزد امير المؤمنين عليه السّلام بردند فرمود كه ديت مقتوله سه حصه مىشود و يك ثلث را آن دو دختر ديگر بدهند . و چون خبر به رسول خدا رسيد آن را امضاء فرمود و به صحتش حكم كرد . و ايضا از جابر بن عبد اللّه انصارى و از ابن عباس منقول است و در كتب
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهر آشوب 2 / 354 از اين كتابها نقل كرده است .