نمايد و مولانا از نشأة عرفان بهره داشته و در حلقهء عارفان باللّه قدم گذاشته . گويند كه مولانا شاگردى قمى الاصل داشته مشهور به روحى معركهگير كه نسبت به مردان خدا لواى معاندت مىافراشته و آن كتاب را جهت عامه به نام مولانا تأليف نموده است . . . » « 1 »
از معاصران اردبيلى و اردستانى چنين چيزى نقل نشده و علاوه بر آن هيچ تذكرهاى از چنين شخصى ، نامى نبرده است و او را جزو شاگردان مقدس اردبيلى - كه شناسايى شدهاند - نياوردهاند . فقط نخستين بار شروانى آن را مطرح ساخته و طبق معمول محمد معصوم شيرازى هم در طرائق الحقائق آن را دنبال كرده است .
6 - عدهاى مىگويند اگر بر فرض قبول كنيم كه حديقة الشيعة از اردبيلى است ، قطعا قسمت نكوهش صوفيه و تكفير عرفا از او نيست ؛ چنان كه شاه محمد دارابى مىگويد : « در جميع آيات الاحكام بعد از تفسير آيه ، ملا احمد - عليه الرحمة - همه جا اظهار به تصوف مىكند ، چگونه [ او ] مذمت [ صوفيه ] مىكند ؟ » « 2 » واقعا جرأت مىخواهد كه فردى چنين ادعاى بىواقعيتى بكند ؛ چرا كه با يك نگاه سطحى و گذرا به آيات الاحكام اردبيلى ، به راحتى مىتوان به كذب اين ادعا پى برد . حتى يك مورد هم مشكل است از آن كتاب ارزنده پيدا نمود كه تمايل به تصوف نمايد ؛ چه برسد به اينكه « همه جا اظهار به تصوف » كرده باشد . اصلا آيات الاحكام او يك كتاب فقهى است و ربطى به تصوف و فلسفه ندارد . همچنين دارابى ادعا كرده است : « فاضل ربانى محمد باقر خراسانى مىگفته كه من مىدانم كه اينها [ مذمت صوفيه ] وضع كيست ، اما مصلحت نمىدانم كه بگويم » . « 3 » ولى همانطور كه ذكر شد ، حاج زين العابدين شروانى اين شخص را معرفى كرده است : « روحى معركهگير » شاگرد مقدس اردبيلى ! همچنين دكتر ذبيح اللّه صفا در اين باره مىنويسد : « بخش نكوهش صوفيان كه بر كتاب حديقة الشيعة
هامش
( 1 ) - « حدائق السياحة » ، ص 418
( 2 ) - حاشيهء « مقامات السالكين » ( مخطوط ) ، مورد هشتم .
( 3 ) - همان مأخذ .