تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
و چون مشخص شد كه بنى اميه رومىاند نه قريشى ، پس امامت و خلافت عثمان و معاويه باطل شد چه به زعم ايشان رسول خدا گفته « الائمة من قريش » و ايشان قريشى نبودند و معاويه خود از مؤلفه قلوب بود و در بعثت پيغمبر خدا مشرك و مكذّب وحى بود و هازى « 1 » به دين خدا ، ليكن اهل سنت قبايحى را كه از معاويه به ظهور رسيد بلكه از جميع بنى اميه ، خواه ريختن خون مسلمانان باشد و خواه ناسزائى كه نسبت به حضرت امير المؤمنين عليه السّلام گفتند و خواه غير اينها از فضايح مذكوره و غير مذكوره ، تمام پسنديده مىشمارند و هيچ‌يك را موجب قدح و نقض خلافت بنى اميه و نقصان مرتبه ايشان نمىدانند حاشا كه ايشان را از دايره اسلام خارج دانند بلكه اگر كسى يكى از ايشان را به لعنتى يا نفرينى ياد كند به كشتنش فتوى مىدهند . و اين بنابر آن است كه اگر نفى اسلام اين جماعت كنند منافات با اصل مذهب ايشان خواهد داشت كه آن ثابت شدن امامت است به بيعت اگر همه يك كس باشد ؛ چرا كه بر هر يك از معاويه و يزيد و مروان بيش از ابا بكر و عمر و عثمان بيعت كردند اگر اينها امام نباشند لازم آيد كه آنها نيز امام نباشند و لازم آيد كه نماز جمعه به اعتقاد سنّيان بىرخصت ايشان منعقد نمىشود باطل باشد و لازم آيد كه اگر آنها امام و پيشوا نباشند در مدت حكومت آن ملاعين كه قريب به صد سال بود همه عقدها و نكاحها باطل باشد ؛ چنانچه ملا سعد الدين در « شرح مقاصد » گفته « 2 » كه ما يزيد را لعنتى مىدانيم و اينكه علما تجويز لعن بر او نمىكنند به جهت آن است كه مبادا به بالا سرايت كند ! ؟ در اينجا نيز چون نفى اسلام بنى اميه سرايت مىكند به بالا تجويز نكرده‌اند و نمىكنند و با اينها همه اهل سنت معاويه را « خال المؤمنين » هم نام كرده‌اند به جهت آنكه خواهر او ام حبيبه دختر ابو سفيان يكى از زنان رسول
هامش
( 1 ) . هازى مسخره‌كننده ( 2 ) . شرح مقاصد ملا سعد الدين ج 5 ، ص 311 .