چه مشهور است « 1 » كه اميه غلامى بود از آن عبد الشمس و او رومى بوده الا آنكه چون زيرك و فهيم بود عبد الشمس او را آزاد كرده و به فرزندى برداشت از وى فرزندان كه جمله ملاعين و مخازيل بودند به وجود آمدند و اكثر علما بر آنند كه شجرهء خبيثه كه در قرآن واقع است بنى اميهاند و اين را از مطاعن عثمان نيز شمردهاند . اگر كسى گويد كه در تواريخ مذكور است كه عثمان بن عفان بن ابى عاصم بن اميه بن عبد الشمس پس چگونه شايد كه او غلام باشد ؟ گوئيم : عادت عرب بود كه چون غلامى را آزاد كنند آن غلام را به نام آن شخص خوانند كه او را آزاد كرده باشد ؛ چنان كه رسول خدا زيد بن حارث را آزاد كرد و عرب او را زيد بن محمد صلّى اللّه عليه و آله مىخواندند .
و بعضى از محققان گفتهاند چون بنى اميه رومىاند مراد از
غُلِبَتِ الرُّومُ
« 2 » ايشانند چه در مدت ملك ايشان اهل صلاح و دين مغلوب بودند و ايشان غالب و مراد به غلبهء روم اين است و لهذا چون حق تعالى صفت شجرهء خبيثه كرده فرموده :
ما لَها مِنْ قَرارٍ
« 3 » چه ملك ايشان قرار نداشت و به هزار ماه نرسيد و بعد از آنكه اندك زمانى پادشاهى كرده بودند همه هلاك شدند و كسى از صادق آل محمد جعفر بن محمد الصادق عليه السّلام پرسيد كه شما شب قدر را مىشناسيد ؟ آن حضرت فرمود كه چون نشناسيم و حال آنكه آن شب را از براى ما پيدا كردهاند و در آن شب ما را بر تخت كرامت مىنشانند و ارواح انبياء و ملائكه كرام يك يك به تهنيت ما مىآيند و احترام ما به جا مىآورند تا صبح شود و ما را آن شب بهتر از ملك بنى اميه باشد و اضعاف آنچه ايشان را حاصل شده در مدت ملك و پادشاهى ، ما را در هر شب قدرى حاصل مىشود . « 4 »
هامش
( 1 ) . كامل بهائى 1 / 269 .
( 2 ) . سوره روم ، آيه 1 .
( 3 ) . سوره ابراهيم ، آيه 26 .
( 4 ) . بصائر الدرجات ص 221 حديث پنجم با مختصر تفاوت از امام باقر عليه السّلام نقل كرده است .