ابى سفيان خوانند ، مردم از خوف آنكه خلاف حكم رسول صلّى اللّه عليه و آله شود نگفتند و عايشه او را زياد بن أبيه نام كرد « 1 » و بدان مشهور شد .
مصنف « كامل » گفته « 2 » به خلاف حكم خدا و رسول عمل نمودن مخصوص معاويه نيست رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مروان را از شهر براند و عثمان بخواند و رسول خدا ابو ذر را بخواند عثمان براند ! و حق تعالى فدك را به فاطمه داد و فرمود كه
وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ
« 3 » أبو بكر بازستد ! حق تعالى فرمود :
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
« 4 » عداوت عمر با على عليه السّلام از همه چيز مشهورتر است .
غرض كه در استحقاق لعن معاويه و استدلال به كفر و نفاق او را شركاء بسيار است و تنها نيست و مراد از آنكه گفته است كه معاويه اول كسى است كه مسلمانان را بكشت آن است كه حجر بن عدى كه سر شيعيان بود در كوفه و كمال زهد و صلاح و اعتقاد درست داشت و معروف به اين صفات بود ، ابو موسى اشعرى را فرمود كه محضرى بنويسد و به گواهى جماعتى « از دين بيگانه » برساند كه حجر با دوستان و مواليان او چنين و چنان كرده و جمعى دين به دنيا فروخته از براى رضاجوئى و خاطريابى معاويه ، بر آن « تهمتنامه » خط نهادند و معاويه به اين بهانه حجر را با پانصد كس از شيعيان بكشت . اللّهم العنه و العن من توقف على لعنه .
و مراد از سرى كه به هديه فرستاد ، سر عمرو بن حمق انصارى است كه رسول خدا او را دوست مىداشت و او دعوى مىكرد كه پيش از اسلام نيز زنا نكردهام و بر كسى ظلم نپسنديدهام و حق كسى نبردهام و او از شيعيان خاص امير المؤمنين عليه السّلام بود و در جميع حروب در خدمت آن حضرت بود و بعد از واقعهء
هامش
( 1 ) . ر . ك : الغدير 10 / 216 - 227 .
( 2 ) . كامل عماد الدين طبرى 2 / 241 .
( 3 ) . سوره اسراء ، آيه 26 .
( 4 ) . سوره شورى ، آيه 23 .