و اما اينكه گفته غنيمت بخشيد ، يعنى به موجب فرمودهء حق تعالى
ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ
« 1 » « فىء » و « غنيمت » از خدا و رسول و آنهائيست كه در اين آيه ذكر يافته نه آنكه به طريق ايام جاهليت به هر كه خواهند دهند و خيانت نمايند و به خلاف حكم حق - جلّ ذكره - عمل كنند .
و صاحب « كامل » در اين مقام فرموده « 2 » كه به زعم ابو يوسف ، رسول اللّه را ميراث نبوده كه طعن او بر معاويه وارد آيد ! ؟ عجب كه چون بحث در فاطمه و فدك مىرود « نحن معاشر الانبياء » را حجت مىسازند و حق فاطمه را از فاطمه بازمىگيرند و دفع چندين آيه از قرآن مىكنند و چون با معاويه خصومت افتاد اثبات ميراث از جهت رسول خدا مىنمايند با آنكه معاويه اقتدا به اصحاب كرده كه ايشان نيز همين كردند بلكه شنيعتر و پيش ما هيچ فرقى نيست ميانه معاويه و ديگران تا اينجا عبارت اوست - بعينه - و اما آنكه صاحب « حاويه » گفته كه معاويه اول كسى است كه به خلاف حكم رسول خدا حكم كرد آنكه ابو سفيان دعوى كرد كه « زياد » فرزند وى است . رسول خدا پرسيد كه از نكاح يا از سفاح « 3 » ؟ گفت : از سفاح ! رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود كه « الولد للفراش و للعاهر الحجر » « 4 » ، يعنى فرزند از شوهر است و زناكننده را به سنگ حواله كنيد يعنى رجمش بايد كرد . معاويه حكم رسول خدا را باطل كرد و « زياد » حرام زاده را بر پدر خويش بست . صدق اللّه - جلّ ذكره - خداوند عالميان فرموده :
الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَ الْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثاتِ
« 5 » بلى چون او نيز حرام زاده بود ميلش به برادر حرام زاده بود كه گفتهاند جنسيت علت ضم است و در مثل آمده كه « كل طاير يطير مع شكله » « 6 » ، « زياد » ملعون خواست كه وى را زياد بن
هامش
( 1 ) . سوره حشر ، آيه 7 .
( 2 ) . كامل بهائى 2 / 241 .
( 3 ) . سفاح زنا كردن
( 4 ) . مسند احمد حنبل ج 1 / 104 ؛ الغدير 10 / 216 از صحاح ششگانه اهل سنت نقل كرده است .
( 5 ) . سوره نور ، آيه 26 .
( 6 ) . احياء علوم الدين 1 / 162 : « كل انسان يأنس الى شكله كما ان كل طير يطير مع جنسه » .