خدا فرموده است كه « الولد للفراش » « 1 » و معاويه به جهت خاطر زياد اين مخالفت نمود ؛
و اول كسى كه مسلمانانى را كشت كه نه به كفر برگشته بودند بعد از اسلام و نه زنا كرده بودند بعد از احصان ؛
و اول كسى بود كه سر مسلمانان را به هديه فرستاد ؛
و اول كسى بود كه در اسلام بر تخت نشست و تشبّه به اكاسره و فراعنه نمود ؛
و اول كسى بود كه با مشركان بىاخذ جزيه صلح كرد ؛
و اول كسى بود كه بت فروختن و بتفروشى را بر مزد نهاد ؛
و اول كسى بود كه اسير مسلمانان را بفروخت ؛
و اول كسى بود كه بىاجازت صحابه به مقام رسول خدا بنشست ؛
و اول كسى بود كه خلافت را به ميراث نهاد و حواله به پسر كرد .
و اما اينكه گفته كه اول كسى بود كه « قائد فئه باغيه » شد ، اشاره به حرب صفين است و قتل عمار است و كفر آن .
و طايفهاى از اهل سنت و بعضى از علماى ايشان هم برين رفتهاند ؛ چنانچه مأمونى گفته كه بر بغات نماز نمىتوان كرد - خواه بميرند و خواه كشته شوند - خاصه آن باغى كه بر بهترين كسانى كه بر روى زمين بود خروج كرده باشد كه آن امير المؤمنين على بن أبي طالب عليه السّلام است و اين بعينه الفاظ مأمونى است « 2 » ؛ پس معاويه كافر مرده باشد و سزاوار آن نبوده كه بر او نماز كنند و اما اينكه گفته است كه خلافت را به خلاف و شمشير گرفت ، قول ثالث است و مذهب معاويه است به اتفاق طريقه هاويه ؛ و حق تعالى فرموده كه
لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
« 3 »
هامش
( 1 ) . الغدير 10 / 216 .
( 2 ) . كامل بهائى ج 2 / 239 .
( 3 ) . بقره ، آيه 124 .